سوال کامل مخاطب: چیکار کنیم تا وقتی وارد رابطه میشیم، دوست صمیمیمون آسیب کمتری بخوره؟ اون دوست با هر روشی ما رو از رابطهای که داریم دچار عذاب وجدان نکنه؟ و چجوری این تعادل رو برقرار کنیم؟ و اینکه نظرات دوست صمیمی، خواهر، مادر رو تا چه میزان در انتخاب طرف مقابل باید دخیل کنیم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، این سؤال خیلی ساده و خوبیه، من حتماً براش یه پست درست میکنم، ولی خیلی کوتاه بخوام جوابت رو بدم: در انتخاب شریک عاطفی، حالا چه قراره دوستپسرم باشه، چه همسرم باشه، اول و از همه مهمتر نظر خودمه، چون من قراره با این آدم زندگی کنم، من قراره باهاش برم بیرون و من قراره با خوب و بدش بسازم. اگه آدمی هستم که مسئولم و خودم تصمیمم رو میگیرم و بعدم پای خوب و بد تصمیمم میمونم، نمیرم به بقیه بگم حالا شما بیاین این کار رو کنید. اگر آدمی هستم که وابستگی خاصی به آدمهای دیگه از نظر مالی، شرایط زندگی، تصمیمگیری دارم، باید یه خورده به حرفشون گوش کنم. در مورد نظر پرسیدن، هر وقت من نتونم جایی چیزی رو ببینم یا احساس کنم تجربهم کمه، من میرم از اشخاص سؤال میکنم که شما مثلاً راجع به خانوادهٔ این آدم چی فکر میکنین، یا این آدم این کار رو کرده، نظرتون در مورد این کارش چیه. وقتی من بپرسم، بقیه اوکیه نظر میدن. اما تا زمانی که نپرسیدم، نه.
مادر و پدر چون ما رو بسیار دوست دارن و تجربهشون زیاده، اونا خودشون، اما نپرسیده، ممکنه نظر بدن و هیچ اشکالی نداره. اما دوست صمیمی، ما باید یه حد و مرزی باهاش داشته باشیم، و خیلی خوبه اگه این نیست، همین الان که تو رابطهٔ دوستدختر دوستپسری هستیم، این حد و مرز رو برای دوستمون مشخص کنیم که بعداً از دستش ندیم. دوست صمیمی همسر من نیست، همخونهٔ من نیست، خالهٔ بچهم یا عموی بچهم نیست، دوستمه و جایگاه خودش رو بهعنوان دوست بدونه و که یه سری دخالتها رو هرگز نباید انجام بده.

