سوال کامل مخاطب: من یه خانم ۳۶ ساله هستم که توی ۱۸ سالگی ازدواج کردم و ۱۵ سال زندگی کردم و جدا شدم. چهار سال از جداییم گذشته. حدود پنج ماه پیش با یه آقای ۳۹ ساله آشنا شدم که ایشون هم ازدواج کردن و یه دختر پنج ساله دارن، اما حدود چهار ساله که از هم جدا شدن، ولی نه رسمی.
توی مراحل دادگاه و مهریه هستن. خیلی خیلی ابراز علاقه بهم کردن و گفتن که میخوان باهام ازدواج کنن، ولی الان خیلی خیلی درگیر دادگاه و مشکلاتشون هستن و الان خیلی کمتر بهم توجه میکنن. البته واقعاً درکشون میکنم چون از صبح تا شب سر کاره تا بتونه پول جور کنه برای مهریهاش. ولی الان حدود ۱۰ روزه که وقت نمیکنه منو حتی برای چند دقیقه ببینه.
بهشم که میگم، میگه: «من خیلی الان حالم بده و فشار روم هست». من واقعاً نمیدونم چه کار کنم. با اینکه خیلی براش سعی میکنم آدمی باشم که بهش روحیه بدم، ولی خودم الان دلتنگشم و دلم گرفته از برخوردش. نمیدونم چی باید بهش بگم که نه خودم احساس حقارت کنم و نه ایشون فکر کنه که بندالشم.
بعدشم اصلاً نمیدونم موندن تو رابطهای که هنوز ایشون اینقدر درگیر مشکلات گذشتشه، درسته؟ من اصلاً باید صبر کنم برای ایشون و امید یه تشکیل زندگی خوب و عالی رو داشته باشم یا نه؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیزم، پنج ماه خیلی خیلی مدتزمان کمیه؛ بهخصوص که زیاد تو این مدت با هم نبودین و همدیگه رو ندیدین. برای قضاوت کردن خیلی زوده.
اگه از ایشون خوشتون اومده، باید یهخرده صبر کنین. آدمی که اینقدر مشکل سرش ریخته، اصلاً فرصت ورود به یه رابطهٔ جدید رو نداره و به نظر من آمادگیشم نداره؛ چون هنوز اصلاً از اون رابطهٔ قبلی نیومده بیرون و درگیرشه. باید بره، بیاد، از خانمش حرف میشنوه، از این حرف میشنوه و از اون حرف میشنوه.
اینها باعث میشه که روح و روان آدم اصلاً راحت نباشه برای یه شروع مجدد و جدید. برای همین، نه عزیزم، یا صبر کنین یا اگه نمیتونین صبر کنین و احساس میکنین که وقتتون داره تلف میشه، بیاین بیرون.
اما من فکر نمیکنم به این زودی، یعنی حتی پنج، شش ماه دیگه، ایشون آمادگی کامل و لازم رو برای ورود به یه ارتباط خوب داشته باشن.

