سوال کامل مخاطب: میشه بگین «زندگی رو زندگی کردن» برای کسی که همیشه جلوی خودش رو گرفته و بهخاطر ترس یا اضطراب، از تجربهٔ احساسات منفی یا موقعیتهای ناخوشایند اجتناب میکنه، چیه؟ من برای اینکه با ناکامی روبهرو نشم، بهویژه توی ارتباط گرفتن با جنس مخالف، همیشه عقب کشیدم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، حالا من که نمیدونم شما دختر هستین یا پسر، ولی ما نمیتونیم توی خونه بشینیم و با کتابخوندن یا یه سری راهکارهایی که یه نفر بیاد بهمون بده، از یک تا ۵ رو روی خودمون کار کنیم، برنامههای مختلف ببینیم، توی کلاسهای مختلف شرکت کنیم و نوع ارتباطگرفتن با جنس مخالف رو جوری یاد بگیریم که هرگز هیچ ارتباطیمون تموم نشه. این طرز فکر اشتباهه؛ چون ما تنهایی اینا رو یاد نمیگیریم، بلکه از در ارتباط بودن با افراد اینا رو یاد میگیریم. بعد نه تنها اشتباهه، بچهگانه هم هست.
شما توی دور و اطراف خودتون چند تا رابطه دیدین از خانم و آقا و دختر و پسر و قدیمیتر و جدیدترا که همون اولین نفری که وارد ارتباط شده، بدون اینکه کوچکترین اتفاقی بیفته و هیچ ناراحتی برای هیچکدوم از دو طرف پیش بیاد، اومده باشن و با هم ارتباط برقرار کرده باشن و بعدم به جای خوبی رسیده باشه و مثلاً ازدواج کرده باشن و تموم شده رفته باشه؟ همچین چیزی نداریم.
آدم باید وارد ارتباط بشه و قبلش به خودش بگه که همهٔ ارتباطها قرار نیست لزوماً به جای خوبی برسه؛ همهٔ ارتباطها قرار نیست به ازدواج ختم بشه و همهٔ ارتباطها قرار نیست که هیچ حس منفی به من نده. آدما بسیار بسیار هم رو دوست دارن و عاشقانه با هم ازدواج میکنن، ولی در مسیر زندگی چیزایی پیش میاد که سرش با هم اختلاف دارن، بحث میکنن، گاهی از هم ناراحت میشن، گاهی قهر میکنن و گاهی دلشون میشکنه. اگه قرار باشه آدم هرکدوم از اینا رو بگه «وای، احساس ناکامی»، که پس دیگه هیچی.

