سوال کامل مخاطب: من یک بار عقد کردم و شوهرم یک بار عقد و یک بار عروسی کرده و الان مجدد عقد کرده. شوهر فعلیِ من بهتازگی تا دعوامون میشه، میگه من که زن نمیخواستم و خیلی خیلی رفتارهای خانوادهٔ من رو زیر ذرهبین میذاره، ولی رفتارهای خانوادهٔ خودش رو اصلاً نمیبینه و میگه چیکار کنم، منم با این خانواده هستم اگه من رو میخوای. یه روز خوبه و یه روز بد؛ واقعاً خسته شدم و انگار حد تعادل نداره. هر موقع دعوامون میشه فقط الکی من رو مقصر میکنه. بهنظرتون این آدم اصلاً به درد زندگی میخوره یا نه؟ ممنون میشم راهنماییم کنین.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیزم، اولاً که تو سن شما و ایشون، هفت ماه آشنایی اگه درست بوده باشه کافیه. شما هر دوتون تو هم یه چیزهایی دیدین که رفتین عقد کردین دیگه؛ به اونا فکر کنین و اونا رو روی ورق کاغذ بنویسین. اشکالاتی رو هم که بهنظر شما این آقا، یا خانوادهٔ ایشون، یا ارتباطِ ایشون با خانوادهٔ شما داره بنویسین. اینها رو بغل هم بذارین و ببینین کفهٔ کدومور سنگینتره. اگه تعداد روزهای ناراحت، غمگین و اعصابخوردیتون خیلی بیشتر از تعداد روزهای خوب و آروم هست، یا اگه خصوصیات بد و چیزهایی که الان میدونین، بیشتر از اون خصوصیات خوبی هست که در ایشون دیدین و بهمناسبتش رفتین عقد کردین، خب تا وقتی مراسم ازدواج نگرفتین و بچهای نیست، جدا بشین. دیگه میدونین، متأسفانه در ایران اینجوریه که با چیزهایی که من دیدم، وقتی مهر طلاق تو شناسنامهٔ یه نفر بخوره، دیگه فرقی نمیکنه یک بار خرده یا دو بار؛ شما خانمی هستین که ازدواج کرده و جدا شده. حالا قطعاً شش هفت بار جدا شدن با یکی دو بار متفاوته، ولی دو بار و یه بارش خیلی فرقی نمیکنه. این کار بهتر از اینه که آدم یک عمر، یا هفت هشت سال با کسی که اوکی نیست زندگی کنه و بعد بخواد با یک بچه، اون هم تو این اوضاع و شرایط اقتصادی جدا بشه.

