سوال کامل مخاطب: چندسال قبل در محل کارم یکی از همکارانم از من درخواست کرد که با هم آشنا بشیم. علیرغم اصرارهای من مبنی بر عدم وجود رابطه و توضیح مکرر اینکه هم ایشون و هم من متأهل هستم، ایشون نپذیرفت. متأسفانه من بعد از مدتها اصرار ایشون با خودم گفتم بذار جوابش رو میدم و یه جوری قانعش میکنم که ما نباید رابطهای داشته باشیم و من اصلاً قلباً هم هیچ علاقهای به ایشون نداشتم. ولی متأسفانه رابطه بین ما شکل گرفت و من در تمام این مدت هیچوقت نه به ایشون علاقهمند شدم و کلاً خیلی حالم بد بود توی این رابطه. ولی ایشون به شکل خیلی افراطی پیش رفت و مدام اظهار علاقه میکنه.
در تمام این پنج سال هم میگفت که با زنش مشکل داشته و حالا که همسر من فوت کرده مدام در حال برنامهریزی هست. در صورتی که من حالم به هم میخوره از این آدم و شخصیتش، و تحت هیچ شرایطی نمیتونم فکر کنم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
اولاً این حرف به نظر من بسیار بچهگانه است که طرف من رو تهدید کرده. تا وقتی که من حرفی نزنم و طرف چیزی دستش برای تهدید کردن من نداشته باشه چه تهدیدی کنه؟ هر چی میخواد بگه، منم بهش میگم خب هر کاری میخوای بکنی برو بکن. پس شما هم لغزشی داشتین که ایشون تونستن با اون تهدیدتون کنن؛ این شماره یک.
دومیش میگین من هیچی ازش نخواستم، فقط ازش پول قرض کردم! مثل اینکه من بیام به شما بگم من خیلی آدم خوبیام، نه مشروب میخورم، نه سیگار میکشم، نه قماربازم، نه اهل مخدرم، سر کار میرم، همه چیز خوبه؛ فقط ماهی یه دونه آدم میکشم، فقط هیچ کار دیگهای که من نکردم! این بهنظرتون منطقیه؟ حرفی که شما تو این تکست طولانی به من زدین اینجوریه که من هیچ کاری نکردم و هیچی ازش نخواستم، ولی خب طلا و اینها رو قبول کردم و قرض هم ازش رفتم گرفتم! خب مامانتون اینا چرا در خونه رو روش باز کردن؟ در رو باز نمیکردن که ایشون چیزی بخره و بیاره. برای شما میخریدن و میآوردن، روی همون میزی که گذاشتن که بدن بهتون، به زور که دستتون نکردن. بعد دستتون رو با یه دستبند نبستن که نتونین اون رو مثلاً از دستتون دربیارین و بذارین اونجا، پا بشین برین.
این حرفها خیلی قابلقبول نیست و بعد، بدتر از اون رفتین ازشون قرض کردین. بعد حالا الان که همسرتون فوت کردن یعنی چی من رو تهدید میکنن؟ مهاجرت هم کردین، با چی تهدیدتون میکنن؟ تمام؛ همون قرضی که ازشون کردین رو حساب کنین و بهشون برگردونین. الان مهاجرت کردین، سر کارین دیگه، پول دارین درمیارین؛ جمع کنین و قرضشون رو بهشون بدین و تمام. نه اینکه بعد از دادن قرض رابطه رو تموم کنین، همین الان رابطه رو تموم کنین. ایشون هم تهدیدتون میکنن، شما هم تهدیدشون کنین؛ بگین من قرض شما رو تماموکمال تا این تاریخ (زمان هم بذارین)، خونه رو بفروشم یا پول جمع کنم، میدم، و یک بار دیگه هم به من زنگ بزنین، من به خانمتون و خانوادهٔ خانمتون زنگ میزنم و این و این و این رو میگم، تمام. من اصلاً نمیفهمم شما چهجوری دارین این رابطه رو ادامه میدین و هی میگین تهدید، تهدید؛ چه تهدیدی؟

