سوال کامل مخاطب: من ۲۶ سالمه و همسرم ۳۰ سالشه. ما ۳ ساله ازدواج کردیم. در این مدت رفتار همسرم تغییر کرد در دوران نامزدی رفتارشون عالی بود و در یک خونه زندگی میکردیم و سر خانوادهش به اختلاف خوردیم. الان دو ماهه جدا از هم هستیم و ارتباطی نداریم. همسرم خودش رو عقب کشیده، پشت دخالتهای خانوادهش وایساده، ارتباطش رو با من قطع کرده و شکایت کرده.
طی این یکسال که تو خونهمون بودیم، من از بس اذیت کشیدم، افسرده شدم. بعد از ازدواج قرار بود دانشگاه برم؛ ولی بهقدری اذیت کردن که نتونستم برم. الان میخوام برم ثبتنام کنم و زندگیم رو ادامه بدم. بهنظرتون چرا رفتار همسرم کلاً عوض شده؟ و من با اینکه هدفم برای دانشگاه رشتههای تاپ بود، ولی الان میخوام یه رشتهٔ معمولی و در دانشگاه غیرانتفاعی شرکت کنم؛ بهنظرتون موفق میشم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
سلام عزیزم. تو توی هر کاری که بخوای انجام بدی و روش تصمیم جدی بگیری، موفق میشی (هر دانشگاه غیرانتفاعی، هم دانشگاه دولتی، رشتهٔ خوب). همسرتون چرا اینجوری شده؟ چون بچهست؛ چون هنوز به بلوغ عاطفی و روانی نرسیده؛ چون بقیه براش تصمیم میگیرن.
چقدر خوب که این اتفاق الان و قبل از بچهدار شدن افتاد و قبل از اینکه میزان دلبستگی به ایشون خیلی زیاد بشه. بههیچعنوان برنگرد. روی اون پول و طلاها رو خط بکش عزیزم. اگه تو توی این زندگی میموندی، ذرهذره طی ۲۰-۳۰ سال آینده جون، عمر، جوونی، زندگی و همهچیزت رو میدادی و میرفت.
الان ۴ تا ۵ تا سکه و یه سری پول و طلاست؛ به جهنم! فدای سرت. خیلی هم خوب شد. اصلاً جوابشون رو نده. حکم اومد، دادگاه میری. اگر که حق قانونی داری و مهر داری، اینها رو اجرا میذاری و میگیری؛ یا توافق میکنن نصفش رو میدن، یا میگن «باشه طلا و پولت رو پس میدیم، مهر رو ببخش». من نمیدونم چجوری ازدواج کردی؛ اگر هم نداری، برو امضا کن و خلاص. این مدل شروع، هیچ راهی برای ادامه نداره.

