سوال کامل مخاطب: من متأهلم، یک فرزند ۱۴ ساله دارم و با شوهرم هم مشکلی ندارم. متأسفانه به معلم فرزندم علاقهمند شدم؛ بهش حس دارم، دوسش دارم و دائم توی ذهنمه. الان یک ساله که فقط در زمینهٔ درسی، با احترام و با رعایت چهارچوبهای اخلاقی باهاش چت میکنم.
واقعاً نمیدونم چیکار کنم؛ چون نه دلم راضی میشه که قطع ارتباط کنم، نه حاضرم زندگی خودمو خراب کنم یا زندگی ایشون رو بههم بزنم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
عزیزم، شما فکر کنین من یه شکلات خاصی رو دوست دارم و نباید هم شکلات بخورم؛ چون اگه بخورم، اصلاً یه بلایی سرم میاد. یعنی خدای نکرده فرض کنین که آقای ایکس یا خانم ایکس بیماری قند شدید داره، یه شکلاتی هم که خیلیخیلی دوست داره رو گذاشتن جلوش. این آدم نه از اونجا بلند میشه و میره، نه اون شکلات رو به کسی میبخشه و نه میذاره کنار.
شکلات رو گذاشته جلوش، همینجوری هم چایی میریزه، هوا هم یه خرده خنکه و هی چاییش رو میخوره و به شکلات نگاه میکنه. خب اگه شکلات رو بخوره که کارش تمومه؛ چون با یه بیماری قند خیلیخیلی بدجور مواجهه. مثلاً فرض کنین تازه سه روزه که از بیمارستان اومده بیرون و دو تا انگشت پاش رو قطع کردن. اون شکلات هم یه شکلات خیلی خیلی بزرگه؛ مثلاً اندازهٔ یه بشقاب غذاخوری و نزدیک نیمکیلو شکلاته. اون آدم میدونه که اگه شروع کنه، تا تهش رو باید بره.
شما فکر میکنین چه اتفاقی میفته؟ میگین در چهارچوب چت میکنم؛ واقعاً اون چهارچوب الان معنی خاصی داره؟ نه، نداره که شما بخواین به این چت کردن توی این چهارچوب ادامه بدین، قطعاً با این کار هم زندگی ایشون رو خراب میکنین، هم زندگی خودتون رو که با شوهرتون هیچ مشکلی ندارین. آخه خیلی بده دیگه؛ یعنی خودخواهیه. دارین از سر خودخواهی روی زندگی خودتون ریسک میکنین.
با این کار خدای نکرده زندگی بههم میخوره و شما بچهتون رو برای همیشه از دست میدین. شما یه بچه دارین و ۱۴ سال وقت، عمر و جوونیتون رو گذاشتین تا بزرگش کردین. اگه این اتفاق بیفته، بچهتون دیگه هیچوقت اسمتون رو نمیاره. نه تنها این، بلکه نظر بچهتون رو آنچنان نسبت به روابط بین زن و مرد خراب میکنین که کلی اتفاقهای دیگه تازه وقتی بچهتون بزرگ بشه، میفته.
اینکه میگین دلم راضی نمیشه قطع ارتباط کنم، یعنی چی؟ مگه ما هر کاری دلمون بخواد باید انجام بدیم؟ شما الان میذارین بچهٔ ۱۴ سالهتون هر کاری دلش بخواد انجام بده؟ اگه دلش بخواد سیگار بکشه، دلش بخواد مشروب بخوره، یا دلش بخواد یه شات هروئین و یه سرنگ هروئین برداره و تزریق کنه، چون دلش میخواد، میشه این کارها رو انجام بده؟ واقعاً خودتون یه بار جملهتون رو بخونین: «دلم راضی نمیشه که قطع ارتباط کنم.» مگه همیشه باید به حرف دل گوش کرد؟

