سوال کامل مخاطب: من ۲ هفته است با یه آقایی آشنا شدم. تقریباً شرایطمون به هم میخوره. بهم گفتن مادرشون باید با ما زندگی کنه، قبول کردم. گفت مهریه و ازدواج باید سبک باشه، قبول کردم؛ ولی من جشن عروسی رو دوست دارم. میگه برات میگیرم ولی بدون شام؛ و سرویس طلا هم نمیتونم بخرم، نقره بخر. میخواستم بدونم من اگه هر چی میگه قبول کنم، بعداً به مشکل برنمیخوریم؟ از نظر اخلاقی فعلاً به هم میخوریم، فقط مشکل مالی داره. چیکار کنم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیز من، الان شرایط اقتصادی ایران بسیار بسیار سخته و من میفهممشون؛ میخوان زندگی راحتتری برای شما بسازن. و اگه قرار باشه که هزینهٔ بسیار سنگینی برای شام به اشخاصی بکنن که تو زندگی شما هیچ تأثیر مستقیمی نخواهند داشت، و بعد یک سرویس طلای سنگین هم برای شما بخرن، خب بعد که شما وارد زندگی بشین، چهجوری از پس گردوندن زندگی بهصورت خیلی مسئولانه بربیان؟ کار سختی میشه دیگه. بعد هم بهتون یه آپشن دیگه دادن؛ یعنی نگفتن نه عروسی نمیگیرم، گفتن میگیرن ولی شام ندیم. نگفتن اصلاً هیچی نخر، گفتن بهجای طلا، نقره بخر. خب اون هم ارزشمنده و قیمتش میره بالا. یعنی به نظر من اتفاقاً خیلی کار قشنگی کردن. اینو بهش میگن یک بحث درست، یک تبادل کلامی درست؛ که شما میگین، ایشون هم نظرشون رو میدن و یه جایی حد وسط به یه چیزی میرسین. شما به خواستهٔ ایشون بله نگفتین؛ بله گفتن به خواستهٔ ایشون یعنی عروسی نگیرین، نقره رو هم نخرین. ایشون هم به خواستهٔ شما بله نگفتن. به نظر من اتفاقاً خیلی ارتباط قشنگیه و خیلی خوب هم داره شروع میشه. شما هم کامل کوتاه نیومدین دیگه؛ شما حرفتون رو زدین، ایشون هم حرفشون رو زدن و یه جایی به توافق رسیدین. خیلی هم عالیه اتفاقاً.

