سوال کامل مخاطب: من دخترم و ۲۲ سالمه، پارتنرم ۲۴ سالشه. در واقع ما یک رابطهٔ یکساله داریم. یکشب پارتنرم یهویی زنگ زد که «رابطهمون یکسال شده و وقتشه جدی کنیم». با اینکه مادر این آقا مخالف بود و بحث خانوادگی بینمون پیش اومد، از این ماجرا استفاده کرد و گفت: «نه دیگه نمیخوامت، به درد زندگیم نمیخوری.» یک هفته فاصله گرفت و من پیشقدم شدم و آشتی کردم.
اما چیزی که هست، این آقا توی چت و تماس بهشدت کممحلی و بیتوجهی میکنه؛ تا من نرم سمتش، اون نمیاد. حتی چندین بار میگه: «تو تلاش کن رابطهمون رو نگه دار؛ من میخوام ببینم تو چقدر میتونی تلاش کنی.» حضوری که میبینمت، بهشدت مثل سابق عاشقانه و دلسوزانه رفتار میکنه. من تا جایی که تونستم پیشقدم شدم و تلاش کردم. اون هم تا وقتی من پیام میدم و قرار میذارم، با کمال میل قبول میکنه و میاد؛ ولی اگه من هیچ سراغی ازش نگیرم، شده یه هفته سمتم نمیاد و انگاری که خودش بهشدت دودله. واقعاً نمیدونم چیکار کنم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیز دلم، دختر گل، شما جفتتون سنتون خیلی کمه. این آقا تا ۱۰-۱۲ سال آینده کلی تغییر خواهد کرد؛ یعنی چیزی که الان میخواد و دوست داره و بهش توجه میکنه رو ممکنه که ۱۰ سال دیگه نخواد. تو هم خیلی سنت کمه و تا چهارپنج سال دیگه کلی تغییر میکنی. زمانی که یک رابطه که اولاشه یه سال از روش گذشته اینجوری تموم میشه و خانوادهٔ این آقا مخالف هستن، آیندهای نداره.
حالا تو هرچقدر هم میخوای سعی کن، تلاش کن و نرم باش. اولاً یه جایی میبُری و خسته میشی؛ دوماً اینکه این آقا عادت میکنه به اینکه همیشه تو بری سمتش. اگه خسته نشی و ادامه بدی و ازدواج بکنید هم، بعداً باز تو باید این کار رو بکنی. بالاخره به یک سنی میرسی که انعطافپذیری کم میشه، بچه میاد و فشار روت زیاد میشه؛ نمیتونی تو هر دفعه بری جلو. و بعد اونوقت میشه ناراحتی و «نمیتونم بسازم» و «اما توجه نمیکنه» و… برو سوالهای دیگه رو بخون: «همه چیزِ زندگی فراهمه ولی از نظر احساسی کمبود دارم و از یکی دیگه خوشم اومد» و خیانت و طلاق و جدایی.
از اونور خانوادهاش هم مخالفن؛ خانوادهای که یک بار مخالفتشون رو اعلام بکنن، به زور موافق کردنشون یا زمان دادن و اینها دیگه خیلی فایدهای نداره. بنابراین بهنظر من حالا که ایشون نمیخوان، شما هم رابطه رو قطع کن و بذار کنار تا آدم مناسبتری سر راهت قرار بگیره.

