طناز و شما

همسرم روابط نامشروع داره اما به دلیل نیاز مالی و بچه‌هام مجبور به ادامه زندگی هستم. با این وضعیت چیکار کنم؟

0:00
/
0:00

سوال کامل مخاطب: من خانمی ۴۰ ساله هستم. توی دوران بارداری، متوجهِ خیانت همسرم شدم. ان‌قدر حالم بد شد که کم مونده بود بچه‌هام رو از دست بدم. البته ایشون کلاً منکر قضیه شد و من متوجه شدم دروغ می‌گه؛ ولی در شرایطی نبودم که برای جدایی اقدام کنم. بعدها هم می‌دونستم تکرار می‌کنه، ولی خب همش احترامش رو نگه می‌داشتم و به روش نمی‌آوردم؛ می‌گفتم درست می‌شه. ایشون با اینکه زندگی و بچه‌ها رو نمی‌خواد از دست بده، ولی به دفعات زیاد با آدم‌های زیادی رابطهٔ جنسی داشته و داره.
۲ سال پیش متوجه شدم که رابطه‌های گروهی هم داره. دیگه تحملم تموم شد و برای طلاق اقدام کردم، اما خانوادم به‌خاطر بچه‌ها نذاشتن که من جدا بشم و حمایتم نکردن. از اون به بعد شروع به کار کردم و الان درآمدم تقریباً خوبه. به خودم که نگاه می‌کنم، با تموم وجودم دلم می‌خواد از این زندگی برم؛ ولی به‌خاطر بچه‌ها نمی‌تونم. چون بالاخره تأمین مالی‌ که پدرشون داره رو من نمی‌تونم داشته باشم. این رو هم بگم که من اصلاً نذاشتم بچه‌ها متوجهِ ناراحتی من بشن. ایشون می‌گه: «من طلاقت نمی‌دم. اگر هم طلاقت بدم، حق‌ و حقوقِت رو نمی‌دم.» همسر من می‌گه: «همهٔ مردها همینن.» رابطهٔ ایشون با اشخاصی هست که کارگر جنسی هستن و با چندتاشون از زمان مجردی تا الان بوده. اگر جدا بشم، نگهداری بچه‌ها با من هست. الان من نمی‌تونم تصمیم بگیرم بمونم و تحمل کنم و وانمود کنم متوجهِ کاراش نمی‌شم، یا جدا بشم. توی طلاق فقط نگرانم بچه‌هام لطمه نبینن و اینکه اگر بمونم، پسرم از پدرش الگو نگیره. این رو هم بگم که من اصلاً اگر روزی جدا بشم، سمت ازدواج مجدد نمی‌رم؛ فقط بچه‌ها برام مهمن. آیا سن من برای ساختنِ یه زندگی از نو دیره؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
خب شما چند تا سؤال توی این سؤال از من پرسیدین. سنتون برای جدایی دیر نیست؟ خیر. این‌ قدر قرص و محکم نگین که: «سمت ازدواج مجدد نمی‌رم و فقط بچه‌ها.» این‌ها دست آدم نیست. آدم وقتی حالش خوب نیست، یه تصمیم این‌جوری می‌گیره؛ ولی زمانی که خوب شد، ممکنه از تصمیمش برگرده و بعد عذاب‌وجدان بگیره. خیلی‌ها جدا می‌شن و ازدواج مجدد دارن، خیلی‌ها جدا می‌شن و با کسی هستن ولی ازدواج نمی‌کنن، خیلی‌ها هم جدا می‌شن و هرگز بعدش ازدواج نمی‌کنن و با بچه‌ها هستن.
هیچ‌کدومش هم هیچ ایرادی نداره. اینکه گفتید رفتید سر کار، بسیار بسیار کار خوبی کردین؛ با توجه به اینکه بچه‌ها هشت سالشونه و الان درس و مدرسه دارن و شما زمان آزادتون زیاده. خیلی سفت و سخت‌تر به کارتون بچسبین که بتونین از نظر مالی خودتون و بچه‌ها رو به‌خوبی ساپورت کنین. بعد اگر خواستید، می‌تونین جدا شین. در حال حاضر باید توی این زندگی بمونین. اوضاع و شرایط ایران بسیار سخته و اینکه آدم بخواد به‌خاطر اینکه خودش نمی‌تونه، دو تا بچه رو که مسئول مستقیم آوردنشون به این دنیا خودشه به سختی بندازه، بسیار کار اشتباهیه.
اینکه به بچه‌ها چیزی نگفتید و نذاشتید بفهمن، خیلی خیلی کار خوبی کردین؛ آفرین به شما. مشکل «منِ نوعی» با همسرم، مشکل بچه‌هام نیست و هرگز نباید باشه. اون همسرِ منه، ولی پدرِ بچه‌هاست. نقشش در عالمِ پدر و پسر یا پدر و دختر بودن، کاملاً با نقشش در عالمِ همسر بودن متفاوته. ممکنه یک آدم همسر خوبی اصلاً نباشه، ولی کارمند بسیار خوبیه، پدر بسیار خوبیه، دوست بسیار خوبیه و این‌ها ربطی به همدیگه ندارن. بنابراین بعداً هم هرگز به بچه‌ها هیچی نگید. حتی اگر روزی روزگاری این‌قدر اوضاع مالیِ شما شخصاً خوب شد که تونستی جدا بشی و بچه‌ها رو با خودت ببری، اون موقع هم به بچه‌ها هیچی نگو. آدم پدر یا مادرِ بچه رو هرگز جلوی بچه خراب نمی‌کنه.
اینکه می‌گید: «الان که خب باید بمونم و نمی‌شه بیام بیرون چون شرایط مالیش و ساپورت خانواده رو ندارم، چیکار کنم؟» من همیشه گفتم، بازم می‌گم: به ایشون به چشم یه «هم‌خونه» نگاه کنین. اگر واقعاً این رو بپذیرین که ایشون همسر شما نیستن و هم‌خونه‌تونن، خوب می‌شه. خیلی هم‌خونهٔ خوب، باحال و درست‌حسابی‌ دیگه! یکی اومده هم‌خونهٔ من شده، ولی هزینه‌ها رو داره می‌ده، هزینه‌های بچه رو داره می‌ده. من جایی بخوام برم کاری داشته باشم، از هم‌خونه از این بهتر نیست دیگه. هم‌خونه اگه این‌جوری هم باشه، همه چیز دنگیه و شریکی و گاهی هست و نیست؛ ولی این هم‌خونه گفته: «آقا خونه من گرفتم در اختیار شما، کارهای بچه‌هات هم می‌کنم، شمام به کار و زندگیت برس.» چی بهتر از این؟
شما که می‌گید قصد ازدواج هم ندارید و از این نظر خلأیی احساس نمی‌کنید، بهشون به چشم هم‌خونه فکر کنین. انگار جدا شدین، الان ایشون هم یه آقاییه که هم‌خونه‌تونن. اون قسمتی رو که شما مشکل داشتید، در تأمین بچه‌ها داره براتون تأمین می‌کنه. راحت زندگیتون رو بکنین. کار سختی نیست. اینکه آدم بگه: «وای سخته، نمی‌شه، آخه خانم دکتر…» نه، اصلاً سخت نیست. ما مغزمون اون چیزی رو که تمرین کنیم و هی بهش بگیم، یاد می‌گیره و می‌پذیره و احساسمون رو بر اساس اون تنظیم می‌کنه. خیلی خیلی کامپیوتر خوب و پیچیده و عالی و درست‌حسابی‌ هست.

نظرتون چیه؟

ورود به سایت
نام کاربری / ایمیل / شماره موبایل خود را وارد کنید
بازیابی کلمه عبور
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
ورود به سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ثبت نام در سایت
شماره موبایل / ایمیل را تایید و اطلاعات را تکمیل کنید
ثبت نام در سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر

سلام به دوستان عزیزمون!

قبل از اینکه سوالتون رو بپرسید، چند تا نکته هست که دوست داریم باهاتون در میون بذاریم. این نکته‌ها برای اینه که هم شما راحت باشید و هم ما بتونیم به بهترین نحو بهتون کمک بکنیم.

1. درباره پاسخ‌ها

از زبان دکتر طناز فرازی: سعی می‌کنم تا جایی که تجربه و دانشم اجازه میده به بیشتر سوال‌ها پاسخ بدم. البته چون تعداد سوالات زیاده، اول تیم من اون‌ها رو بررسی می‌کنه و سوالاتی که تکراری نیستن رو برای من میفرسته.

2. سوال‌ها و جواب‌ها برای همه منتشر میشن

چرا اینکار رو می‌کنیم؟
چون معتقدیم دغدغه‌ها و سوالات شما می‌تونه به خیلی‌های دیگه هم کمک کنه. برای همین:

همه پاسخ‌ها (البته با اجازه شما) توی وب‌سایت منتشر میشن.

✅ سوال‌ها رو به صورت ناشناس منتشر می‌کنیم. اسم شما جایی نمیاد.

✅ لطفاً توی سوالتون، اسم، آدرس، شماره تلفن خودتون یا دیگران، جزئیات خیلی خصوصی و شخصی مربوط به خودتون یا اطلاعات دیگران رو بدون اجازه‌شون ننویسید.

???? یک نکته مهم: اگر نیاز دارید جزئیات خصوصی رو مطرح کنید، بهتره از فرم‌های خصوصی یا ایمیل استفاده کنید. تو پروفایلتون یک فرم دیگه برای مشاوره با خانم دکتر طناز فرازی داریم. این فرم کاملا امنه و مستقیم برای خانم دکتر ارسال میشه.

3. موقع پرسیدن سوال این نکات رو حتما رعایت کنید:

✅ سن خانم و آقا یا هر شخص دیگه ای که در موردشون سوال دارین

✅ مجرد هستین یا متاهل

✅ فرزندی دارین یا خیر؟ چند سالشونه؟ جنسیتشون چیه؟

✅ چند وقته ازدواج کردین؟ یا چند وقته در رابطه هستین؟

سوالات کلی نپرسید مثلا: ما با هم می‌تونیم ازدواج کنیم؟ ضعیفم باید چیکار کنم؟

 ????مواردی مثل اسم، شهر محل سکونت یا اطلاعاتی که ممکنه با مطرح کردنش هویتتون لو بره رو ننویسید

???? دقت کنید خانم دکتر فقط یک بار سوال شما رو پاسخ می‌دن هر موردی که باعث می‌شه خانم دکتر بتونن بهتر راهنمایی کنن رو ذکر کنید.

4. چه سوالایی رو نمی‌تونیم جواب بدیم؟

  • تجویز دارو – این کار فقط با معاینه حضوری امکان‌پذیره
  • موضوعات مربوط به خودکشی یا آسیب به خود
  • محتوای خشونت‌آمیز یا توهین‌آمیز
  • سوالات با محتوای نامناسب

5. موارد اورژانسی

توجه فرمایید: این فرم برای موارد اورژانسی و بحرانی مناسب نیست!

اگر در شرایط بحرانی هستید، لطفاً فوراً با این شماره‌ تماس بگیرید:

???? اورژانس اجتماعی: 123

???? یا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

6. تغییرات احتمالی

ممکنه گاهی این قوانین رو به‌روزرسانی کنیم. اگر از سایت استفاده می‌کنید، یعنی با تغییرات هم موافقید. پیشنهاد می‌کنیم هر از گاهی یه سری به این صفحه بزنید.


تأیید نهایی

با زدن دکمه “موافقم”، تأیید می‌کنید که:

  • این نکات رو خوندید و باهاشون موافقید.
  • می‌دونید که سوال و جوابتون ممکنه منتشر بشه (برای کمک به دیگران).
  • در صورت نیاز، اطلاعات خصوصی رو حذف می‌کنید.

آخرین به‌روزرسانی: 31 شهریور 1404

اگر سوالی درباره این قوانین دارید، می‌تونید به ما ایمیل بزنید:
info@tannaz.org