سوال کامل مخاطب: من حدوداً ۱۰ سالی هست که با همسرم جدا زندگی میکنیم و سه تا بچه دارم. دخترم با یه پسری حدود یک سال و نیم هست در رابطه هستن و همدیگر رو خیلی دوست دارند و میخوان ازدواج کنن؛ ولی نظر پدر پسره خیلی مهمه برای پسره. از اونجایی هم که من و همسرم جدا شدیم، این مسئله برای پدر پسره تابو هست و نمیدونه چیکار کنه و چطوری با این مسئله کنار بیاد؛ مثلاً به فامیلاش چی بگه؟ بهنظرتون دخترم تا کی باید برای قانع شدن پدر پسره صبر کنه و ما اصلاً چیکار باید بکنیم که نشون بدیم آقا این مسئله برای ما دیگه مسئله نیست؛ شوهر بنده برای خودش داره زندگی میکنه، ما هم برای خودمون؛ خیلی هم راضی هستیم از زندگی الانمون. البته ناگفته نمونه اینم بگم پدر دخترم با بچهها هم ارتباط نداره و حاضر نیست با این خواستگار و خانوادهاش صحبت و ارتباطی داشته باشه و این براشون عجیبه که البته حق هم دارن. لطفاً بفرمایید ما چه کنیم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، چقدر خوب که سوالتونو پرسیدین؛ برای اینکه وقتی که من راجع به جدایی صحبت میکنم با بقیه و میگم اتفاقایی که میتونه بیفته تا آینده ممکنه پیش بیاد فقط همون لحظه و همون موقع نیست، متوجه نمیشن. اینجا یه کیس واقعیه؛ الان بهتر و بیشتر درک میکنند.
در مورد شما و دخترتون و پدر این آقا، به نظر من شما اگه با پدر این آقا صحبت کنین خیلی بهتره و پدر بچهها رو خراب نکنید؛ چون اون موقع دیگه اصلاً این آقا قبول نخواهند کرد و راضی نخواهند شد. شما میتونین بگین: «ما یه سری اختلافات داشتیم، اخلاقامون به هم نمیخورد.» ممکنه بعضیاش واقعی نباشه ها، ولی زمانی که دخترتون این پسر رو هم دوست دارن و پدرشون به این مسئله حساسن و همسر سابق شما دیگه در زندگیتون نیستند، خب خرابشون نکنیم بهتره دیگه.
بگین: «اینجوری شده، جدا شدیم و بعد از اون به دلایلی دیگه نشد که خیلی در ارتباط باشیم و اینجوری هم ایشون راحتتر بودن، هم من و بچهها راحتتر بودیم. ولی بچهها هیچ مشکلی ندارن، با هیچ مشکلی بزرگ نشدن؛ مثلاً پدربزرگشون همیشه بالا سرشون بوده، برادر من بوده…» حالا نمیدونم دارین برادر یا پدرتون در قید حیات هستند یا نه. ولی باید با این حرفا خیال پدر پسر رو راحت کنید. ایشون هم مشکلشون طلاق شما با پدر بچه نیست؛ موضوع اینه که میخوان بدونن چه نوع خانوادهای هستند و دخترتون با چه امنیت احساسی بزرگ شده و بعداً این اتفاقاتی که در زندگیش افتاده، چه اثری ممکنه روی زندگی خودش با پسر ایشون بذاره. از این نظر باید خیالشون رو راحت کنیم.

