سوال کامل مخاطب: بنده خانم ۴۲سالهای هستم. شوهرم ۴۳ سالشونه و ۷ ساله اعتیاد به مواد مخدر داره؛ هربار که بهشون گفتم ترک کن و دنبال مواد نرو، ایشون انکار میکنه؛ ولی من بارها مچش رو گرفتم. واقعاً خسته شدم؛ دیگه خیلی سرد شدم و انگار یه جورایی طلاق عاطفی گرفتم ازشون؛ جوری که نمیخوام کنارم ببینمش. سکس خیلی ضعیفی دارن؛ ماهی یه بار، اونم با مصرف قرص. بارها بهشون گوشزد کردم که اگر بخواین ادامه بدین، ازتون جدا میشم. بنده وقتی از شوهرم سرد شدم، با آقایی که از خودم ۹ سال کوچیکتر هستن. من خودم چون که از شوهرم بیمهری دیدم، خواستم با این آقا که از آشناها هستن، آشنا بشم. ایشونم منو دوست دارن و دوتامونم همدیگه رو میخوایم. میخوام طلاق بگیرم و با ایشون ازدواج کنم. خانم دکتر، آیا من با این آقا ازدواج کنم به مشکل میخورم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
بله، ۱۰۰٪. این آقا هنوز جدا نشده. شما میای از شوهرت طلاق میگیری و با دو تا بچه، آلاخون والاخون میشی. اون آدمم طلاق نمیگیره؛ بعد بهت میگه: «بیا حالا همینجوری با هم باشیم.» هیچ هزینهای هم برای خودت و بچههات انجام نمیده و میگه: «خب شوهرت پس چی؟ اون باید هزینهٔ بچههاتو بده؛ من خودم یه بچه دارم و باید هزینههای بچهٔ خودمو بدم.» بعدم یهو خانمش سر و کلهاش پیدا میشه و متوجه میشیم خانم ترک کرده و میخواد یه شانس دیگه به زندگیش بده. اونوقت شما میمونی و مهر طلاق و دو تا بچهٔ ۱۰ و ۱۵ساله.
این چه کاریه شما کردین عزیز من؟ یعنی چی من چون این بود، رفتم با یه آقای دیگه صحبت کردم که اونم متأهله هنوز این چه کاریه؟ این چه حرفیه؟ شوهرتون مشکل داره، سعی کنید مشکل رو حل کنید. به گفتنِ شما که نیست؛ آدم باید قدمهای مثبت برداره. من گفتم؟ شما چیزی نگفتین؛ شما فقط تهدیدشون کردین که «این کار رو نکن؛ اگه این کار رو بکنی، من اینجوری میکنم؛ اگه این کار رو بکنی، من میرم؛ اگه این کار رو بکنی، من فلان کار رو میکنم.» این که نمیشه کمک جهت درمان یا حلکردن یک مسئله. کمک یعنی اینکه دستشونو بگیرید و برید پیش دکترای بسیار بسیار خوبی که در ایران داریم که در زمینهٔ ترک مواد مخدر تخصص دارند؛ بیمارستانهای خوب هست، کلینیکهای خوب هست، جاهای خوب هست.
به جای این کارا، یه سری تهدید کردین؛ بعدم اومدین راحتترین راه که برقراری یک ارتباط عاطفیه رو انتخاب کردین؛ اونم به بدترین شکل ممکن. وقتی خودتون هنوز متأهلین و اون آدمم متأهله، هیچی به هیچی؛ اونم با دو تا بچه از اینور و یه بچه از اونور. وای وای وای! نکنین این کار رو. به من نگین نگفتیا؛ من معمولاً خیلی مستقیم حرفمو نمیزنم، ولی این از اونجاییه که مستقیم دارم بهتون میگم: این کار رو نکنید. به آنچنان گرفتاری خواهید افتاد و آنچنان به هم خواهید ریخت که خدا میدونه. خیلی خیلی کار اشتباهیه. من جای شما باشم، بلافاصله ارتباطمو با این آقا قطع میکنم و سعی میکنم مشکل زندگی خودم رو بهصورت درست نه با تهدید حل کنم؛ چون دو تا بچه داری.

