سوال کامل مخاطب: نزدیک ۹ سال پیش عقد کردیم و نزدیک ۸ ساله که عروسی کردیم. تو این مدت مشکلات مختلفی وجود داشته؛ مثل اینکه ایشون هیچ وقت شغل و درآمد ثابتی نداشته، توی خونه به صورت منظم و از سر مسئولیتپذیری کاری انجام نمیدن، هیچ وقت رابطهٔ جنسی منظمی نداشتیم و بیشترِ درخواست رابطه از سمت من بوده. بدتر از همه این بوده که هیچ وقت نتونستیم باهم دربارهٔ این مسائل گفتگو کنیم و ایشون همیشه حل شدن مسائل رو به درستشدن کارشون وصل میکردن تا همهٔ مسائل درست بشه، ولی در راستای بهبود شرایط قدم مؤثری برنداشتن. توی یکونیم سال گذشته تنشهای بین ما خیلی زیاد شده و توی این مدت هیچ رابطهٔ جنسی هم با هم نداشتیم. توی این بازه بارها من خواستم به روانشناس مراجعه کنیم و به اصرار من رفتیم؛ ارجاع دادن به روانپزشک و ایشون دارو نوشت، ولی همسرم فرایند درمان رو ادامه ندادن. الان هم یا با هم هیچ مکالمهای نداریم یا حرفامون به بحث و دعوا ختم میشه. از طرفی ایشون پسر خوبی هست و خانوادهٔ خوبی هم داره، ولی من از آینده میترسم؛ هم از آیندهای که در کنار ایشون باشه و هم بدون ایشون. نمیتونم تصمیم قطعی بگیرم و فرزندی هم نداریم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، هشت-نه سال زمان خیلی زیادیه و آنقدر کافیه که آدم وقتی با کسی زیر یه سقف زندگی میکنه، اون رو بهصورت کامل بشناسه و بدونه که آینده چطور خواهد بود. اینکه ایشون این مسائل رو به کارشون ربط میدن، تا حدودی درسته. چون برای مرد، کارش و اون مسئولیتی که در قبال خانواده (چه با بچه و چه بیبچه) داره، زیاده و روی دوشش سنگینی میکنه. زمانی که کار منظم و درآمد ثابت نداشته باشه، این فشار بیشتر میشه، اذیتش میکنه و روانش رو به هم میریزه.
مردی هم که روانش به هم بریزه، رابطهٔ فیزیکیش به هم میریزه؛ یعنی نمیتونه کارش رو خوب انجام بده. نهتنها اون حوصله و مود نیست، بلکه اگه اون حوصله هم باشه، ممکنه بهخاطر فکرِ مشغول تحریک نشه. اونوقت ما بدتر فکر میکنیم که «پس من رو دوست نداره یا شاید کس دیگهای هست»؛ در حالی که اینجوری نیست و مال فشارهای روانیه.
بنابراین این حرفشون تا حدود زیادی درسته که اگه کارشون درست بشه، اینها همه حل میشه. حالا باید نگاه کنیم که چرا تو این هشت-نه سال کار ثابت و منظمی نداشتن. من خارج از گود هستم و نمیدونم چرا هر کاری رفتن، ادامه پیدا نکرده. شما که میدونین، باید ببینین آیا دلیلش شخصیتیه و همیشه همینجور خواهد بود؟ یا دلیل رفتاری، عاطفی یا روانی داره؟ اگه اون دلیل پیدا و درست بشه، بقیهاش هم درست میشه.
مسئلهٔ بعدی اینه که روانپزشک چه تشخیصی دادن که دارو شروع کردن؟ آیا ایشون اضطراب زیاد، استرس یا افسردگی دارن؟ این رو به من نگفتین. اما تا زمانی که این دلیل پیدا و رفع نشده، فقط باید حواستون باشه که بچهدار نشین.
به نظر من یه مدت زمان بدین و سعی کنین مسئلهٔ کار رو ریشهای حل کنین. اگه حلشدنی نیست، باید بدونین که چون این مسئله روی کل زندگیتون تأثیر میذاره، هیچکدوم از این مشکلات درست نخواهد شد. اونوقت باید تصمیم بگیرین که آیا میخواین با این شرایط ادامه بدین یا نه.
اگه حل شد، دوباره شش-هفت ماه فرصت بدین تا ببینین تغییری ایجاد میشه یا نه. اگه تغییر ایجاد شد، ادامه بدین؛ اگه نه، مشخصه که مشکل از جای دیگهست و باز میتونین برای موندن یا رفتن تصمیم بگیرین.

