سوال کامل مخاطب: یک بار ازدواج ناموفق داشتم و چند رابطهٔ دوستی ناموفق هم تجربه کردم. در حال حاضر در ایران با خانوادهام زندگی میکنم، شاغل هستم و تا حد زیادی از نظر مالی مستقل هستم. اخیراً با آقایی آشنا شدم و مادرم از این موضوع اطلاع داره، اما به شدت مخالف هستند. نسبت به رفتوآمد، مهمانی رفتن یا حتی سفر احتمالی با این آقا واکنش منفی نشون میدهند و اعتمادشون نسبت به من کم هست. میخواستم راهنمایی بفرمایید: چطور میتوانم با مخالفت و بیاعتمادی مادرم برخورد درستی داشته باشم؟ آیا لازم است رابطه را پنهان کنم یا باید به شکل خاصی برای جلب اعتمادشان رفتار کنم؟ و بهطور کلی چطور مرز بین استقلال خودم و احترام به خانواده را حفظ کنم؟ لازم به ذکر است که بگم شرایط جدا شدن از خانواده را ندارم فعلا.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، وقتی شما چند تا دوستی داشتین و یک بار هم ازدواج کردین، دیگه این حسِ مادرتون درست نیست. شما ۳۶ سالتونه، یک خانم بالغ، عاقل و کامل هستین و از هیچ نظری به این مدل مراقبت احتیاج ندارین.
بعداً باهاشون صحبت کنین؛ اگه شما رو دوست دارن و میخوان پشت شما باشن، باید به روش درست این کار رو انجام بدن. یعنی اگه دچار مشکل یا چالشی شدین و کمک خواستین، اونجا باشن و دستتون رو بگیرن. در غیر این صورت، در این مرحله از زندگیِ شما دیگه جایی برای تعیین تکلیف و گفتنِ «بکن یا نکن» وجود نداره.
نهایتش میتونن راهنمایی کنن که: «به نظر من این آدم خطرناکه»؛ اما اینکه شما رو منع کنن، اصلاً درست نیست. شما هم همین رو براشون توضیح بدین. بگین ازدواج کردین، جدا شدین و دیگه حرف بقیه مهم نیست.
حواستون رو توی رابطه با این آدم جمع کنین، اما قایم موشک بازی در نیارین. لازم نیست همهچیز رو به مادرتون توضیح بدین. مگه اگه ازدواج کرده بودین، تمام اتفاقای زندگی روزانهتون رو توضیح میدادین؟ الان هم لازم نیست تمام مسائل و تصمیماتتون رو بگین.
اما پنهونکاری نکنین و این آقا رو کنار نذارین؛ چون این باعث میشه مادرتون فکر کنن اجازه دارن برای زندگیتون تصمیم بگیرن. اگه کوتاه بیاین، این دخالتها بعداً به مسافرت، غذا و لباس هم سرایت میکنه. بنابراین بهتره که چند بار باهاشون بشینین و صحبت کنین.

