سوال کامل مخاطب: من ۴۱ سالمه و تا الان مجردم. وارد هر رابطهای که میشم، به ازدواج ختم نمیشه. یه چیزی ذهنم رو درگیر کرده: طلسم و بخت بستگی. طوری که دارم از خدا وحشت میگیرم و وجودش برام ترسناک و تاریک میشه. میگم چرا خدا با اون بزرگیش مشکلم رو حل نمیکنه؟ با اینکه شاغل و تحصیل کرده هستم، از نظر ظاهری هم مشکلی ندارم. طوری که خیلیها آرزو دارن وارد رابطه بشن باهام، اما چون قصدم فقط ازدواجه، درخواستهایی که میشه رو رد میکنم. اخیراً با یه آقایی وارد رابطه شدم، ۹ ماه پیش که تازه از خانومش طلاق گرفته بود. خیلی رابطهٔ خوبی داشتیم، طوری که ۸۰ درصد امید به ازدواج باهاش داشتم. اما متأسفانه اخیراً متوجه شدم با یه دختر در ارتباطه. بخاطر همین موضوع بحث و دعوا پیش اومد و رابطمون کات شد. نمیدونم این رابطه با این دختر واقعاً از روی عشق و علاقه بوده یا هوس. با اینکه گفتم میبخشم این اشتباهت رو، ولی بازم رابطه کاته. لطفاً کمکم کنید چطوری خودم رو نجات بدم و به خودم برگردم. کلاً دارم خودم رو با این دختره مقایسه میکنم و عذاب میکشم. ممنون میشم راهنمایی کنید به حالت قبل برگردم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، اولاً اگه این آقا با دختر ۱۴ ساله وارد رابطه شده، فقط باید بگیرنش بندازنش زندان. این آدم مریضه. شما با یه همچین آدمی چه بهتر که اتفاقی نیفتاد. بعدش اینکه باید به من بگین چه اتفاقی میافته که جدا میشن، چون ببین: وقتی یه بار، دوبار، سهبار، چهاربار، پنجبار من با اشخاص مختلف وارد رابطه میشم و به جایی که میخوام نمیرسم، شاید مشکلی اونا دارن، شاید با هم مشکل داریم، شاید به هم نمیخوریم. ولی اگر تا سن ۴۱ سالگی من وارد تعداد زیادی رابطه شدم که میخواسته به جایی برسه و هیچ کدوم نرسیده، شاید باید یه نگاهی به خودم بکنم. شاید بدون اینکه بدونم، یه اخلاق خاصی دارم، یه رفتار خاصی دارم، یه چیز دیگهای هست که خودم ازش خبر ندارم، متوجهش نیستم، یا به نظر من عادیه ولی به نظر اونا عادی نیست و باعث میشه که این رابطهها به هم بخوره.

