سوال کامل مخاطب: من ترکیه زندگی میکنم. عاشق پسری شدم، خودش میدونه عاشقشم، ولی به من از اینکه عاشق من هست حرفی نمیزنه. ولی هی از من در مورد ازدواج حرف میزنه که چرا من ازدواج نمیکنم و از خودش میگه اگه ازدواج کنم پدرم خونه و مغازه بهم میده. و یهبار بهم گفت که دوستم داره ولی عاشقم نیست. نظرتون منظورش چیه؟ میشه راهنماییم کنید؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، خواهش میکنم، خواهش میکنم، وقتی که یه نفر داره میگه «دوست دارم، عاشقت نیستم»، هی نیا بگو: «آخه اینجوری کرده، نکنه منظورش اینه؟ نکنه اونه؟» طرف داره میگه: «دوست دارم، عاشقت نیستم.» پیشنهادم بهت نداده، بعد شما داری میگی: «من این کارو کردم، فکر میکنم اون اونجوریه.» آخه چهجوری فکر میکنی اون اونجوریه به خاطر دو تا سوالی که ازت میکنه؟ همه آدما از توجه خوششون میاد، تمام آدمای روی کرهٔ زمین، چه زن چه مرد، حتی اونهایی که ازدواج کردن، اگه کسی بهشون توجه کنه خوششون میاد. خیانت نمیکنن، کار بدی هم انجام نمیدن، ولی دوست دارن.
یه خانمی ازدواج کرده، حالا تمام ۱۵۰ تا مرد دیگه هم بهش توجه کنن، به این خانم حس خوبی دست میده که: «واو، من چی هستم، همه دارن بهم توجه میکنن.» این پسرم، شما عاشقش شدی، داری بهش توجه میکنی، طبیعیه که خوشش بیاد. اگه کسی خوشش نیاد نرمال نیست، طبیعیه.
بعد بهت میگه: «من دوستت دارم، عاشقت نیستم.» هیچ پیشنهادی هم بهت نداده. بیشتر شبیه دوست کنارت داره حرکت میکنه تا دوست پسر. حرفی هم نزده، بعد تو میخوای در رویاهات یه چیزی به هم ببافی که: «نه، مثلاً این عاشق من هست، خودش نمیدونه، این عاشق من هست نمیتونه بگه، این میخواد به من بگه، روش نمیشه.» نه عزیزم، هیچکدوم اینا نیست. پسرا خیلی رکن، بود بهت میگفت.

