سوال کامل مخاطب: من نزدیک ده ماهه با آقایی که خانوادهشون ایران نیستن، دوست شدم. ایشون متقاعدم کردن که چون اونا ازم دورن، میخوام وارد رابطه بشم و افسردگی دارن. من از روز اولی که دیدمشون با ترس و لرز عاشق شدم، مردی مودب، احساساتی و حمایتگر رو جلوی چشمام میدیدم. ولی میدونم این ارتباط هرچقدرم برام شادیبخش باشه ذره ذره انرژیم رو خواهد خورد. البته من باکره هستم و رابطهٔ کامل هم باهم نداشتیم. ایشون چند بار بهم گفتن این اواخر با خانمم دچار مشکل شدیم و خانمم مادر خوبی برای بچهم هست. اینا بهم امیدواری میده ولی بازم میدونم دارم اشتباه میکنم. لطفاً بفرمایید باید چهکار کنم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، با توجه به اینکه ۴۲ سالتون هست، اولاً اینکه آدم وقتی با کسی… من اینو قبلاً خیلی واضح توضیح دادم، همبستر میشه، اینکه همهٔ لباسهامو درآوردم، نصفشو درآوردم، کامل این اتفاق افتاد، نصفه افتاد، خیلی فرقی نمیکنه. این کلمهٔ باکره بودن دیگه معنای خاصی اینجا نداره. باکره بودن به این معنی نیست که من همه کار کردم، فقط پردهٔ بکارت سر جاشه. این یعنی اینکه من رابطهٔ فیزیکی داشتم، دیگه اون پرده هست یا نیست خیلی محلی از اعراب نداره اینجا.
با توجه به سن شما کسی انتظار نداره که شما الان، اولاً که خب، نیستید، برای اینکه همبسترین شدید، فقط کار رو مدل خاصی انجام دادید که پرده سر جاش بمونه. بنابراین در واقع حرفتون خیلی در این زمینه معقول نیست و بعد از اون هم در سن شما اگر به کسی بگید خیلی عجیب غریبه، یا باورشون نمیشه یا میدونن که کاری کردید، فقط این مدلی نبوده. این حرفو الان اینجا به من گفتین، کلاً جای دیگه نزنید. رابطه داشتین، تموم شده، رفته، گذشته تو هم بوده. ۴۲ سالتونم هست، دختر ۱۷-۱۸ ساله نیستید، مسئلهٔ خاصی ایجاد نمیکنه. این از این.
در مورد رابطهتون با این آقا، اگر کسی بخواد جدا بشه جدا میشه عزیزم. کسی که ببینین چون من دارم زیر یه سقف با همسر و فرزندم زندگی میکنم، میگم نمیتونم جدا بشم چون بچهم، مثلاً دخترم، پسرم کوچیکه، به من بسیار دلبسته و وابستهست، منو باید ببینه، بعد با هم باشیم ضربه میخوره، منو نبینه.
کسی که الان در حال حاضر داره جدا از زن و بچهاش داره، یا بچههاش زندگی میکنه، اینجوری نیست که اگر جدا بشه و طلاق بگیره ولی ساپورتش بکنه، بچهها بخوان ضربه بخورن. این آقا در حال حاضر حضور فیزیکی نداره اونجا، میتونه جدا بشه، با شما باشه.
اگر جدا نمیشه دلایل دیگهای داره، یا مهریه سنگینه، یا نمیخواد جدا بشه، یا به خاطر حالا به هر دلیلی، به خاطر خانمش، به خاطر بچهها، به خاطر مهریه، به خاطر اینکه کارشون با همه، به خاطر خانواده. و این معنیش اینه که در آینده هم جدا نخواهد شد. این حرفا که «من با خانمم مشکل دارم، اینه، اینه، اینه»، خب داشته، جدا میشده دیگه، نشده، دلیلی پشتشه. و اون دلیل احتمال از بین رفتنش در این سن و سال بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار کمه.
اگر میخوای رابطه رو ادامه بدی، با چشم باز ادامه بده. بدون در رابطهای هستی که هرگز به جای خاصی نخواهد رسید، ایشون با شما یا ازدواج نخواهند کرد، یا شما میشوید همسر دوم. و ممکنه یهو یکی از این روزها به دلیل خاصی، بچه هم نیاز داره، خانمم مریض شده، باید بالا سرش باشم، باید بهش رسیدگی کنم، برن و برنگردن. اگر اینا برات اوکیه، ادامه بده. اگر اوکی نیست، از رابطه بیا بیرون.

