سوال کامل مخاطب: دختری مجرد هستم، با تحصیلات فوقلیسانس و شغل و سابقه خوب در یک شرکت مطرح. کاملاً مستقل و آزادم. از دوستان، آقایی ۴۳ ساله که سالها پیش ازدواج کرده و تقریباً همون زمان جدا شده، بهم معرفی شد و فقط بهم گفتن بسیار مرد شریفی هستن و بههمین خاطر قبول کردم آشنا بشیم. شش هفته پیش با ایشون تلفنی صحبت کردیم و انقدر صحبتهامون برای هر دو طرف جذاب بود که متوجه زمان نشدیم و چهار ساعت طول کشید. ایشون اظهار تمایل و اشتیاق زیاد داشتن که روز بعد همدیگه رو ببینیم.
متأسفانه برنامه کاریِ من باعث شد قرار اولمون کنسل بشه. بعد دوست پانزدهسالهٔ ایشون از اومد و ایشون توضیح دادن که باید همراه دوستشون باشن و یکهفتهای شلوغن. بعد از یک هفته، چون قرارِ اول رو من کنسل کردم، بهشون پیام دادم که آخرِ هفته قرار بذاریم. گفتن از تهران خارج شدن و یکشنبه آینده برمیگردن و با من هماهنگ میشن. از یکشنبه تا جمعه منتظر تلفن بودم که تماسی نگرفتن.
از طریق معرف متوجه شدم که چند روزی بیرون از تهرانن. دیگه پیامی یا تلفنی بهم ندادن. هفته گذشته گفتن ظاهراً مادر اون آقا حال خوبی نداره و همش دکتر میبرن بالاسرش. پیشنهاد دادن که اینطور نباشه که من منتظر بشینم تا اون آقا پیام بده یا زنگ بزنه. بههمین خاطر من پیام دادم و به قرار یا اینکه دیگه پیگیر نشده و… هیچ اشارهای نکردم و فقط حال مادرش و خودش رو پرسیدم. ایشون از هفته پیش هیچ جوابی ندادن! از همسایه نقلقول شنیدم که مادر اون آقا هنوز حالش خوب نیست. سؤالم اینه که با این اوصاف، اگه یه وقت ایشون پیام بده یا زنگ بزنه، من چه جوابی باید بدم؟ از نظر من حتی اگه بعد نظرش عوض شده باشه، باید اطلاع بده و این بیخبری و هیچی نگفتن آزاردهنده هست. آیا مردی اینطور تمایل و اشتیاق به بیخبری رسیده، قابل اطمینانه؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینید عزیز من، تمایل و اشتیاقی نبوده. شما چهار ساعت با هم صحبت کردین. مثل اینکه این آقا الان بگه که این خانم بعد از چهار ساعت صحبت مشتاقانهای که با من داشت، فرداش قراره کاریشو یه ذره اینور اونور نکرد که منو بتونه ببینه. آیا این نرماله که این خانم بعد از این اشتیاق، منم خیلی اصرار داشتم ببینمش، فرداش منو ندید؟ خب پس باهاش کاری نداشته باشم. همهجا که پرسیدین و تحقیق کردین و بهتون گفتن که مامانشون حالشون خوب نیست. مادر یا آدم، چه زن چه مرد، براش خیلی مهمه. خب وقتی یک دفعه حالش بد بشه، پرستارشم نباشه، شما چه توقعی از ایشون دارین؟
این اشتیاق به شما ظرفِ چهار ساعت مگه چقدر قوی میتونه باشه؟ اگه اینقدر قوی بود که مادرشونو میذاشتن، میومدن سمت شما، که اصلاً هرگز نباید باهاشون ازدواج میکردین. آخه این چه طرزِ تفکریه؟الان دیگه شما دادین یکی-دوبار پیام، دیگه پیام ندین. اگه ایشون پیام دادن، خیلی محترمانه، خیلی قشنگ جواب بدین. اگه ندادن، خب هیچی، عکسالعمل هم نشون ندین.

