سوال کامل مخاطب: من خانمی ۳۴ ساله هستم و عاشق آقایی شدم که یکبار جدا شده و مجدد ازدواج کرده؛ الان هم یه پسر ۸ ساله داره. با همسرش بهشدت اختلاف داره و میگه ازش متنفره، ولی بهخاطر وابستگی شدید بچهش به مادرش، مجبوره که باهاش زندگی کنه. ما ۴ ماهه که آشنا شدیم، واقعاً هم رو دوست داریم و اون بیشتر وقتش رو به من اختصاص میده. به نظرتون این رابطه برای من میتونه خطرناک باشه یا میتونم یه ارتباط سالم داشته باشم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینید، زمانی که تو یک رابطه بچهٔ کوچیک هست، من اصلاً نوع رابطه رو قضاوت نمیکنم که این آقا ازدواج کرده یا نکرده؛ اون قضاوتش مربوط به من نیست. من روانشناسم و باید جواب سوالی رو که ازم کردین بدم.
چهار ماه مدتزمان خیلی کوتاهیه، خیلی کوتاه. چون این آقا تو خونه حالش خوب نیست و روش فشاره و جایی که شما هستین آرامش داره، میاد و این حس دوستداشتن بیشتر به شما منتقل میشه، در حالی که واقعی نیست. این آدم فقط داره پیش شما تخلیهٔ روانی میکنه.
اگه شما رو اینجوری که میگین بسیار دوست داشت و بهتون علاقهمند بود، یک رابطهٔ پرتنش و پرمشکل رو رها میکرد. احتمالاً اختلافی که با خانمشون دارن جوری نیست که بچه بخواد اذیت بشه؛ یعنی تو خونه زد و خورد باشه یا هر روز پنج-شش دفعه داد و بیداد باشه. اگه بچهشون به مادر وابسته بود، خب میگفت: «باشه، بچه پیش مامانش باشه، من هفتهای یهبار یا دوبار میبینمش و میام پیش شما.» ولی این کار رو نمیکنه.
دلیلش اینه که مرد نسبت به بچهاش یه حس خاصی داره و نمیتونه بهخاطر شما از اون حس بگذره. چون یکبار هم جدا شدن و بچه هم دارن، نمیخوان اینجوری بشه که بچه بزرگتر شد از پدر بدش بیاد. این موضوع برای مرد قابل قبول نیست.
شما اگه میخواین تو رابطه باشین، میتونین باشین، ولی این رابطه هرگز برای شما به جایی نخواهد رسید. اگه تو فکرتون هست که «خب یه روزی جدا میشه، ازدواج میکنیم، عقد میکنه، اینجوری میشه یا اونجوری میشه»، نخواهد شد.
شما تو این چهار ماه به مناسبت خاصی نخوردین. حالا که به مناسبتهای خاص برسه عید، تولد همسرشون، تولد بچهشون، تابستون که باید مسافرت برن، شب یلدا، تو این مناسبتهای خاص شما همیشه تنها خواهید بود و این اذیتتون خواهد کرد.

