سوال کامل مخاطب: خانم ۳۷ سالمه. حدود دو ساله ازدواج کردم، ولی خیلی ازدواج و تأهلم رو به رسمیت نمیشناسم. حس میکنم تو عمل انجامشده قرار گرفتم و ازدواج کردم. دلم مجردی، کوه و سفر رفتن و نداشتن خیلی از مسئولیتهای متأهلی رو میخواد، با این که همسرم هیچ محدودیتی برای هیچ چیزی قائل نمیشه برام، و واقعاً با تمام وجود بهش وفادارم. ولی دلم میخواد مجرد باشم و موارد دیگهای رو با آگاهی الانم برای رابطه و ازدواج بررسی کنم. یه جورایی انگار پشیمونم از ازدواج.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
خب عزیزم، شما برای من یه توضیحی دادید، ولی سوالی از من نپرسیدید، این اولاً. دوماً، این که میگید من تو عمل انجامشده قرار گرفتم، منظورتون چیه؟ به زور که یه کاری نکردن شما ازدواج کنید، درسته؟ وقتی به زور نبوده، برای چی میگید تو عمل انجامشده قرار گرفتم؟ همسرتون هم که اصلاً هیچ کاری نکرده که بهتون بگه نه نمیشه بری، محدودتون کنه، بخواد اذیتتون کنه. بنابراین، من جای شما باشم، نمیدونم واقعاً هدفتون از مجرد بودن چیه. بعد تا کی میخواید مجرد باشید؟ بعضیا هستن اصلاً زندگی متأهلی رو تا هیچوقت نمیخوان، بچه هم دوست ندارن. اون یه امر دیگه هست. اگه اینجوریه، خب اون طفلکی رو هم به دردسر ننداز، زودتر جدا شید. ولی اگه الان میخواید مجرد باشید، ولی بعد قصد و هدفتون ازدواج و بچه و اینا هست، باید خیلی بهتر و بیشتر فکر کنید.

