سوال کامل مخاطب: پسر من ۲۸ سالشه. تو دوران نوجوانی، ارتباطش با جنس مخالف ضعیف بود و تقریباً خودش رو تو این موضوع ناتوان میدونست. یهجورایی همیشه حسرتِ یه رابطهٔ خوب رو داشت. تو دوران دانشجویی، از طریق یه رابط با دختری آشنا شد که احساس من این بود این دختر هم مثلِ پسر من بوده و برای داشتن یک رابطهٔ موندگار خیلی هیجان داشت. خیلی بهم وابسته شدن و از طرفِ دختر خیلی کنترل میشد. حتی اجازه نداشت با من یا خواهرش بیرون بره، چون این خانم ناراحت میشد. تقریباً دو سال و نیم تو رابطه بودن و یکسره میگفت بیاین خواستگاریم. من مقاومت کردم و گفتم به شناختِ بیشتری نیاز دارید. پسرم کلافه شده بود. خلاصه، از هم جدا شدن البته از طرفِ پسر من، چون زندگیش فلج شده بود.
بعد از یکسال، با خانمی آشنا شده. الان میگه خیلی خوشحالم، اصلاً اخلاقهای کنترلگرِ خانمِ قبلی رو نداره. قهر نمیکنه و خیلی علایقمون بهم نزدیکه. فقط موضوع اینه که این خانم یکسال زندگیِ متاهلی داشته و جدا شده. این مسئله برای پسرم و البته من و پدرش مهم نیست. موضوع اینجاست که من دقیقاً نمیدونم تصمیمِ پسرم به ازدواج برای فرار از تنهاییه یا به خاطرِ مقایسه که این خانم بهتر از قبلیه. فکر میکنم تو این انتخاب، علایقِ خودش رو دقیقاً نمیدونه. فقط چون بهتر از قبلیه، انتخابش کرده. امکانش هست منو راهنمایی کنید که چه واکنشی داشته باشم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینید، پسرتون هنوز سنش کمه، ولی چون تجربهٔ یه رابطهٔ دو ساله رو داشته، نمیشه گفت نه، فقط داره مقایسه میکنه و به خاطرِ مقایسه است. بعد، تازه فرض کنید مقایسه کنه، ما چی یاد میگیریم؟ ما اون چیزهایی رو که دوست داریم یا نداریم، میخوایم یا نمیخوایم، خودمون چهجوری هستیم تو رابطه. اینا رو همه رو تو رابطههای مختلف یاد میگیریم. بعد مقایسه میکنیم دیگه، که بفهمیم این بهتره یا اون بهتره. این اخلاق تو یه نفر بیشتر دوست دارم، اون اخلاق رو دوست دارم، با این شخصیت میتونم کنار بیام یا با اون یکی شخصیت بیشتر همخوانی دارم. بنابراین، قسمتِ مقایسه کردنش مشکلی نداره. و قسمتِ این که این خانم متاهل بوده و جدا شده که نظر منو میدونید به نظرِ من اصلاً مسئله نیست که بخواد باعث بشه آدم با کسی ارتباط نداشته باشه. بدونه که دلیلِ جدایی چی بوده، به صورتِ خیلی کلی. نه دیگه جزئیات و ذرهذره. آدم باید بدونه چرا جدایی اتفاق افتاده.

