سوال کامل مخاطب: من بعد ۴ سال دوستی با شوهرم ازدواج کردم و دوران دوستی و اوایل ازدواجمون عاشق همسرم بودم و عشق آتشین داشتم. شوهرم بخاطر خانوادهاش و حتی بچههای خواهرش تو روی من میایستاد، حتی یکی دو بار تو گوشم زد… من حس میکنم یه چیزی تو اون سالها تو قلبم مُرد که دیگه نشد زندهاش کنم. الان هم عاشق همسرم هستم، ولی هرکاری میکنم نمیتونم مثل سالهای گذشته و اوایل ازدواج بشم. چیکار کنم؟
پاسخ طناز فرازی:
ببین عزیزم، من نمیدونم که این تو گوش شما زدن و روبروتون ایستادن همون اولا بوده یا هنوز ادامه داره. اگه هنوز ادامه داره، این چیزی نیست که بخواین ببخشین و ازش بگذرین؛ چون هی تکرار میشه و هر دفعه که تکرار بشه، متأسفانه چیزای قبلی رو هم با خودش میکشه میاره وسط.
نمیدونم بچه دارین یا ندارین اگه بچه داشته باشین، اصلاً یه بحث جداست. ولی اینکه میگین «عاشق همسرم هستم»، منظورتون از عشق چیه؟ عزیزم، عاشق نیستین.
آدمی که عاشقه اولاً ناراحت نمیشه؛ اگه هم واقعاً یه اتفاقی بیفته که بخواد ناراحت بشه، اونو خیلی سریع ازش میگذره یا چشمش رو روش میبنده یا زود میبخشه. اینجوری نیست که بخواد جوری ناراحتش کنه که بگه «نه، مثل قبل نیست».

