پاسخ: دکتر طناز فرازی
بچهها رو ما تربیت میکنیم. وقتی من برای بچه به اندازهٔ کافی وقت گذاشتم و میدونم چه بچهای تربیت کردم و بزرگ کردم، باید از سن ۱۱-۱۲ سالگی اون اعتماد رو بهش بکنم. نباید برم گوشیش رو چک کنم. ما به عنوان مادر و پدر، تغییر حالتهای بچهمون رو میفهمیم. اگه رابطهٔ خوبی باهاشون داشته باشیم، میتونیم ازشون بپرسیم که «چی شده؟» تا بتونیم کمک کنیم. اما چک کردن اتاق، گوشی، کیف و دوستهای بچه، زنگزدن بهشون و دنبال بچه رفتن، اصلاً و ابداً کارهای درستی نیستن.
این کارها هم روی رابطهٔ ما با فرزندمون اثر بسیار بدی میذارن، هم نه تنها غرورش رو میشکنیم، بلکه چیزهایی رو ازش میگیریم که بعداً در زندگی آیندهاش روی اعتمادبهنفس، عزتنفس و قدرت تصمیمگیریش اثر میذاره.
در مورد زن و شوهر جوانی که تازه ازدواج کردن، اگر من مرد یا زنی هستم که تجربهٔ بدی از اعتماد در گذشته دارم و الان همسری رو انتخاب کردم ولی اون تجربهٔ بد هنوز همراهم هست، میتونم از همون اول راستش رو بهش بگم.
بگین: «همسر عزیزم، من به تو اعتماد دارم؛ ولی چون یک تجربهٔ بسیار بدی داشتم و هنوز نتونستم ازش عبور کنم، ازت خواهش میکنم برای گوشیت یا کامپیوترت برای اون ۶ ماه یا یک سال کد نذار تا من خیالم راحت بشه. وقتی خیالم راحت شد، کد بذار.» من میفهمم که حریم خصوصی هست و دخالت نمیکنم، ولی این درخواست برای ایجاد آرامشه.
کسی که ما رو دوست داره، ما رو درک میکنه. اگه کسی بیاد و قشنگ و آروم برامون توضیح بده، چرا قبول نکنیم؟ حتماً قبول میکنیم. در مورد خانمی که شاغل نیست، منظورتون رو متوجه نشدم؛ اگه بیشتر توضیح بدین، منم بهتر میتونم براتون بازش کنم.

