سوال کامل مخاطب: ۷ ماه هم رابطهٔ ما جدی شد و بعد هم رابطمون رسمی شد. تقریباً ۴ ساله عقد دائم هستیم، ولی به خاطر مهاجرت همسرم، زیر یه سقف نرفتیم. و همسرم چون روز اول گفتن که قصد مهاجرت دارم، به خاطر پرهیز از هزینههای اضافی، زیر یه سقف نریم.
روز اول هم همسرم بهم نگفتن که «خودت اگه نتونی کاری باهم بیای، من تو رو با خودم نمیبرم». الان هم همسرم ایران نیستن و رفتن. طول این مدت من آزمون دادم، ولی نتونستم قبول بشم. و همسرم اصرار داره «تا خودت کاری نیای، نمیتونم تو رو پیوست با خودم بیارم اینجا».
و من خیلی دودل و گمراه شدم. و همسرم خیلی خودشیفتهاند و طبق اطلاعاتی که دارم، انتقاد رو قبول ندارن و میخوان فقط حرف خودشون باشه. و خیلی هم کنترلگر هستن و الان هم که خارج از کشور هستن، از دور دوست دارن که اوضاع رو کنترل کنن. و دوست ندارن که من کار و تصمیمی رو تنهایی انجام بدم و بگیرم.
اون فقط میخواد برای اهداف خودش بجنگه، یعنی حتی میخواد من هم برای اهداف اون بجنگم، و اهداف من اصلاً هیچی. خیلی تلاش کردم که زندگیم رو نگه دارم و میخوام هر جور شده تغییر کنیم و رابطمون رو بهتر کنیم، ولی همسرم اصلاً قبول ندارن که این مشکلات رو دارن. فکر میکنن همهچی تقصیر منه و خودشون بینقص هستن.
خیلی گدایی محبت و توجه از ایشون دارم، چون ایشون خیلی سرد هستن. و ادعا هم دارن که دوسم دارن، چون میگن «اگه دوست نداشتم، این ۳ سال رو باهات تو رابطه نمیموندم». الان هم بهم میگن «اگه دوستم داشتی، تلاشت رو میکردی، آزمون قبول بشی، بیای پیشم».
الان هم یه ماهه تصمیم جدی گرفتم برای جدایی و به خودشم گفتم، ولی خیلی طولش میدن. حتی به خانوادهشونم گفتن، ولی اونا هنوز نیومدن که با خانوادهٔ من صحبت کنن. و من گیج شدم الان.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینید عزیزم، با این توضیحی که شما برای من دارید میدید، اینکه ۴ سال عقد دائم هستید و طرفم با فاصلهٔ خیلی کمی از ازدواجتون رفته و زیر یه سقف هم هیچ وقت نرفتید، و الانم به اینجا رسیده که شما دارید میگید «سرد هست، خودشیفته هست، به فکر من نیست، به فکر آیندهٔ من نیست»، اینا خیلی مشکلات بزرگیه تو رابطهٔ شما. یکیشو حل کنید، دو تاشو حل کنید، سه تاشو حل کنید، چیزایی که اینجا دارید بهم میگید، ۵، ۶ تا مطلب اساسیه، و من فکر نمیکنم اینا به راحتی بخواد حل بشه.
و راستشو بخواید، تقصیر خودتونم هست، چون شما دارید میگید که ایشون از قبل از ازدواج بهتون دربارهٔ مهاجرت گفتن، و یه مدتی هم ایشون رو یعنی از قبلتر میشناختید. هفت ماه هم تو رابطهٔ جدی بودید. شما سردی ایشونو تو اون مدتِ شناخت و هفت ماه رابطهٔ جدی، یعنی واقعاً تشخیص ندادید؟ مگه میشه همچین چیزی؟ سرد بودن یه نفر رو که خیلی راحت میفهمیم. اینکه ایشون خودشیفتنو تو هفت ماه تشخیص ندادید؟ آدم خودشیفته رو آدم تو دو، سه هفته کاملاً ازش مشخصه، مگه اینکه ایشون خودشیفته نیستن.
اینکه ایشون میخوان مهاجرت کنن، که بهتون گفتن که نمیتونن شما رو ببرن، خودتون باید کارتون رو بکنید، که گفتن، شما یا اون موقع دقت نکردید یا فکر کردید میتونید عوضشون کنید.در هر حال، این چیزی که الان شما برای من نوشتید و دارید میگید، چیزی نیست که بشه روش کار کرد و ساختش.

