سوال کامل مخاطب: من ۳۱ساله هستم، شش ساله ازدواج کردم و یه فرزندِ پسرِ دوساله دارم. مشکلی که الان دارم اینه که با وجودِ عشق، علاقه و صمیمیتی که با همسرم داشتیم، نزدیکِ دو ساله که نسبت بهم سرد شده و من خیلی عذاب میکشم. انگار من رو نمیبینه. هرچقدر هم باهاش حرف میزنم، میگه درستش میکنم، ولی فقط برای یه روز میتونه اهمیت بده. چیکار کنم؟ همش میخوابه و خستهست، بیانگیزه و بیانرژیه. هیچ همکاری با من نداره و شدیداً احساسِ تنهایی میکنم. آقا ۳۴ سالشه و کاملاً بیانرژی هست، بهحدی که تمامِ ذوقِ من رو برای همهچی کور کرده. بله، با همه همینطوره، همهجا. حتی مهمونی هم میریم، میخوابه. تنها دلیلش هم اینه که میگه خسته هستم. از سرِ کار میاد، فقط دراز میکشه. تا من برم یه چایی بریزم یا شام رو بیارم، میبینم خوابه. اوایل اینجوری نبود، خیلی رمانتیک بود و توی رابطهمون هیجان داشت. از وقتی که من باردار شدم و پدرشون فوت کردن، یه آدمِ دیگه شده. اصلاً بداخلاقی نداره و بسیار مهربونه، ولی نسبت به همهچی کلاً خنثی شده. من خیلی باهاش صحبت میکنم که باید درمان بشی یا باهام بریم روانشناس. همهچیز رو قبول داره و بابتِ این موضوع که من مطرح میکنم خیلی ناراحت میشه، ولی فقط برای چند ساعت خوبه و بعد دوباره میشه یه مجسمه.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیزم، خب شما خودتون الان توی حرفهاتون گفتین دو تا اتفاق براشون افتاده که هر دو بسیاربسیار بزرگ بوده. یکی فوتِ پدرشون که گاهی ممکنه سه، چهار سال طول بکشه تا آدم از اون مرحلهٔ سوگ رد بشه. سوگ برای هر آدمی یه زمانی میبره، دودوتا چهارتا نیست که بگم همه بدونِ استثنا توی شش ماه این مراحلِ سوگ رو رد میکنن. بعد بچهدار هم شدین. بچه یه مسئولیتی روی دوشِ مرد میذاره. عاشقِ بچهاش هست و بهخاطرِ همین عشق و دوست داشتن هم هست که بینهایت فشار و سنگینیش زیاده؛ بنابراین انرژی که از آدم میگیره خیلیخیلی زیاده. یهمقدار بهشون فرصت بدین و سعی کنین درکشون کنین. چون ببینین، این هی گفتنِ شما که یه مطلب رو همونجوری دائم تکرار میکنین، اگه قرار بود مسئلهای رو حل کنه، دفعهٔ اول نه، دوم نه، سوم حل میکرد دیگه. وقتی حل نمیشه، یعنی این روشی که شما پیش گرفتین جواب نمیده. روشتون رو باهاشون باید عوض کنین و بهشون زمان بدین. حالا برای عوض کردنِ این روش، شما منتظر نباشین ایشون یه کاری رو شروع کنن؛ شما شروع کنین. شما پیشنهاد بدین، شما از قبل گرمتر بشین و شما از قبل مهربونتر بشین. شما با هم وقت بگیرین، یه روزی که تعطیله؛ اوکی، مشکلی نیست. مثلِ اینکه توی ایران پنجشنبهها خیلیها یا تعطیلن یا زود تعطیل میشن. روانشناسی رو پیدا کنین که پنجشنبه کار کنه و اون موقع با هم برین. خیلی راهها هست.

