سوال کامل مخاطب: در مورد عشق، بهقول خودتون عرفانی صحبت کنید. من کسی رو دوست دارم که عقلم میگه شاید با تو خیلی خوشبخت نشه، و من مشکلی با این موضوع ندارم. ولی بعضی مواقع نگران خودش میشم و خوشبختی اون بیشتر برام اولویت داره. حتی دوست ندارم پیام بدم یا زیاد ببینمش، چون خودم بیشتر عذاب میکشم و اینکه نمیخوام موی دماغ باشم. اون هم حس داره، ولی نه مثل من. مشکل اینکه دیگه بقیه رو نمیخوام. با هیچ دختری نتونستم چندساله ارتباط بگیرم، چون بهدلم نمیشینن. با اون هم نمیخوام باشم، چون باید دوطرفه باشه. اگه میشه، بهصورت کلی در مورد مرز بین آبسشن و عشق زیاد به من بگین، چهطور تمایز قائل بشیم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینید، عشق وقتی زیاد باشه، شما زجر نمیکشین. عشق همراه با زجر و ناراحتی و غم و غصه نیست. عشق، خواهش و تمنا و دوستداشتن و بهترین خواستن برای طرف و بهترین دیدنه. و آدم هر بلایی هم سرش بیاد، اصلاً نمیبینه یا متوجهش نمیشه یا نمیخواد. و اینجوری نیست که بخواد درد و زجر بکشه.
و آدمی که عاشق پیشه است میتونه چندین بار عاشق بشه. عشق و عاشقی اینجوری نیست که یه دروازه است، تا یه کسی بیاد تو، دروازه اتوماتیک بسته میشه و دیگه هرگز باز نمیشه.
بنابراین چیزی که شما دارین میگین، بهقول خودتون آبسشن یا یه وابستگی بیمارگونهٔ شدید از طرف شما. بیشتر شبیه یه علاقهای داشتین، یه دوستداشتنی بوده، بعد نشده، این دیگه شده، رفته تو حالتهای وابستگی و بیمارگونه. از یکی خوشاومدن و علاقهمند شدن بهش که به نظر من هرچه زودتر این رو تموم کنیم براتون بهتره، چون این امکان رو بهتون میده که با افراد دیگهای که به شما میخوره و این احساس دوستداشتنی رو که میخواین بهتون دارن، در ارتباط قرار بگیرین.

