سوال کامل مخاطب: من خانمی ۴۹ ساله هستم و همسرم ۵۸ سال داره. حدود ۱۵ ساله که همسرم دچار ناتوانی جنسی شده. اوایل چون بچههام کوچیک بودن، سعی کردم با این مسئله کنار بیام و رابطهمون ماهی یکبار بود اونم بدون کیفیت؛ ولی چند سالی هست که دیگه اصلاً با همسرم رابطه ندارم. الان گاهی حس بدی به خودم دارم و فکر میکنم به خودم و وجودم ظلم کردم؛ چون این نیاز اصلاً تو من کم نشده. حتی از شوهرم بدم میاد و باهاش سرد شدم. با اینکه بچههام بزرگ و جوان هستن، دارم به جدایی فکر میکنم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
من نمیدونم منظور شما از بزرگ چیه. اگه سن بچههاتون از ۱۷-۱۸ سال گذشته و شما میتونین بهصورت مستقل بهعنوان یه خانمی که جدا شده و مهر طلاق توی شناسنامهاش هست زندگی کنین و بعد با یکی وارد رابطه بشین و فرزندانتون بپذیرن و بچههاتون رو از دست ندین، بفرمایین جدا شین و هر کاری دوست دارین بعد از جدا شدن انجام بدین تا این چیزی که الان داره بهتون حس بدی میده رو برطرف کنین.
اما ما وقتی با کسی ازدواج میکنیم، معمولاً میگیم «در غم و شادی، در خوبی و بدی، در سلامتی و بیماری». اینجوری نیست که با طرف باشیم، بعد که بچههامون بزرگ شدن، فقط بهخاطر یه مسئله که طرف هم نه خیانت کرده، نه خلاف و نه خطا، فقط سرده بگیم: «خب، الان چون سردی و بچهها بزرگ شدن، من ولت میکنم و میرم.» به نظر من این کار یکم بیانصافیه و یکم هم خودخواهیه.
ولی اگه میگین بچهها بزرگ شدن، میل خودتونه. اگه واقعاً این چیزیه که شما در سن ۴۹ سالگی… ببینین، ۴۹ دیگه بله، آدم نیاز داره و درسته؛ بعضیا گرمتر هم هستن. ولی ۱۸-۱۹ سال هم نیست که آدم نتونه چیزی رو کنترل کنه. من نمیدونم، ولی اگه نمیشه، باید جدا شین و بعد وارد یه ارتباط دیگه بشین. خیلی هم احتمالش هست که بچههاتون رو از دست بدین؛ چون بچه خوشش نمیاد جز با باباش، مامانش رو با کسی دیگه ببینه تازه بعضی بچهها با بابای خودشون هم مشکل دارن.

