سوال کامل مخاطب: خانم دکتر، من یک زن مطلقهٔ ۴۲ ساله هستم و بچه هم ندارم. دکترها گفتن که تخمکهات از بین رفته و اگه بخوای ازدواج کنی، باید تخمک اهدایی بگیری؛ خشکی واژن هم دارم. حالا یک آقا که سه تا بچه داره و از همه نظر هم اوکیه و بهش علاقه دارم، از من خواستگاری کرده البته تا مراحلی خواستیم بریم آزمایش خون. من پیش مشاور رفتم و پرسیدم: «آیا الان این مشکلی که دارم رو بهش بگم یا نه؟» مشاور گفت: «بله، بهش بگو.» من هم اومدم و بهش گفتم. ایشون اول گفت: «ناراحت نباش، من کنارتم و میبرمت دکتر.» من هم خدا رو هزار بار شکر کردم که قراره با همچین آدمی ازدواج کنم. اما بعد از دو روز زنگ زد و گفت: «من توی این دو روز، باور کن یک بار هم غذا نخوردم و همش فکرم درگیر این موضوعه؛ حالا شما برو دکتر و باید به من هم فرصت بدی تا فکر کنم.»
الان یک هفتهست که در تماس نیستیم و بین حرفهاش احساس میکنم تصمیمش رو گرفته؛ چون گفت: «از روزی که این رو بهم گفتی، یکم دلسرد شدم.» خلاصه، الان من دنبال دکتر هستم و انشاءالله مشکل خاصی ندارم. منم داغونم و همش فکر میکنم نکنه دیگه تموم بشه و اون بره؛ چون من خیلی آدم حساسی هستم و دل به هرکس نمیدم. حالا چیکار کنم؟ آیا باید میگفتم که این مشکل رو دارم، یا بهتر بود نگم؟ قراره برم دکتر و نتیجهٔ سونو و آزمایش رو براش ارسال کنم که خیالش راحت بشه البته اون دیگه باهام در تماس نیست. حالا دستور چیه؟ چیکار کنم؟ دارم دیوونه میشم.
این آقا حتی گفت: «ما دیگه بچه نمیخوایم. من سه تا بچه دارم که اگه بخوای، اسمشون رو هم میذارم تو شناسنامهٔ شما تا مال تو باشن.» مشکل اصلیش خشکی واژن بود که دکتر بهم گفت: «وقتی ازدواج کنین و یه دو ماهی آقا از ژل نزدیکی استفاده کنه، درست میشه یعنی خشکی برطرف میشه.» ایشون اول گفت انجام میدم، اما بعد گفت فکر میکنم نمیتونم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، وقتی که کسی اینقدر فکرش بسته باشه. چون با این اوضاع و شرایط اقتصادی، بچه که واقعاً مسئلهای نیست. اگه شما بچه میخواستین، مشکل ایجاد میشد؛ چون ممکن بود ایشون نخوان و شما بخواین. بعد سخته و باید هزینه کنین. ولی وقتی شما نمیخواین و ایشون سه تا بچه دارن، پس اون مسئلهای نیست.
اما اگر کسی اینقدر فکرش بسته هست و این قدر بچهست که دارن بهش میگن: «بابا، این خانم مدتها رابطهٔ فیزیکی نداشته» یا «هیچوقت رابطهٔ جنسی نداشته و الان بعد از این استفاده کنین، درست میشه و مشکلی نیست» چون خشکی واژن، عزیزم، در دو حالت پیش میاد. یا اینکه هیچ تحریکی نبوده و چون ترشح نمیشه، این خشکی ایجاد میشه دیگه اون ترشحها به تحریک شدن احتیاج دارن. یا این که شما دارین دوران قبل از یائسگی رو میگذرونین که اونم باز ترشح این غدد کم میشه و باز هم همینه. با لوبریکنت یا با ژل درست میشه و هیچ مشکلی ایجاد نمیکنه.
مردی که این قدر مغزش بسته هست که نخواد برای یکی دو ماه از ژل استفاده کنه بعدم ایشون که هرکول نیستن که روزی پنج شش دفعه بخوان این کار رو بکنن که بگن: «آی وای، من پنج شش دفعه!»؛ ایشون هم یه آقا هستن که سن و سالی ازشون گذشته. وقتی قرار نباشه که در ماه، حالا سه بار، چهار بار، پنج بار یا شش بار استفاده کنن، برای دو ماه جمعش میشه دوازده بار یا بیست بار.
به نظر من اصلاً دورشون رو خط بکشین؛ چون این آدم بعداً تو زندگیتون راجع به چیزای دیگه هم همینجوری فکر میکنه. دیگه مغزی که قدرت تجزیه و تحلیل درست نداره، نه در این مورد تجزیه و تحلیلش درسته، نه در موارد دیگه.
مگه دلتون پیشش گیر کرده؟ خب باشه؛ اگه میخواین و دوست دارین، عکس این حرفهای دکتر و آزمایش و سونو رو براش بفرستین. اگه نظرشون تغییر کرد، چه بهتر؛ اگه نکرد، اصلاً رهاش کنین.

