سوال کامل مخاطب: پسرخاله من بعد از ۱۸ سال برگشت و الان هم ۱۳ ساله که وارد زندگیم شده. ۸ سال رابطهٔمون سرد شد. احترام میذاره، اما بهم میگه: «تو مثل خواهرم هستی. من به تو علاقه ندارم.» نظرتون چیه؟
من ازدواج کردم و دو تا فرزند دارم. بعد پسرخالهٔ من وارد زندگیم شد. الان هم ۱۳ ساله. خیلی باهم خوب بودیم، اما ۸ سال رابطهٔمون بهم پاشید. زنگ میزنه، ولی بهم میگه: «تو مثل خواهرم هستی، برو ازدواج کن.»
بعد من ازدواج کردم، اون هم ازدواج کرد. خانمشو طلاق داد و من هم شوهرم فوت کرد. این دوباره وارد زندگی من شد. الان هم به زور بهم میگه «خواهر». چرا ۱۳ سال با من بود و خوب بود؟ الان که برگشته، بهم میگه خواهر؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
خب ببین عزیزم، هم ۱۳ سال زمان زیادیه، هم ۸ سال. هم ازدواج و فوت و طلاق از اونور و دو تا بچه. اتفاقهای خیلی بزرگ و اساسی هستن که تو زندگی آدما میافته. توی این مدت ۸ و ۱۳ میشه ۲۱. تو ۲۱ سال میدونین چقدر آدما عوض میشن؟ اخلاقشون عوض میشه، خواستههاشون عوض میشه.
ایشون زمانی که بهتون گفتن «دوستتون دارم» باهاتون بودن، راست گفتن. اون موقع دوستتون داشتن، باهاتون بودن. بعد عوض شدن، تغییر کردن. شما هم تغییر کردین. یه اتفاقایی افتاده. الان دیگه اونجوری دوستتون ندارن.
زوری که نیست. ما آدمایی داریم که ۲۵ سال با هم زندگی میکنن. بعد از ۲۵ سال یکیشون به این نتیجه میرسه که این آدم، آدم مناسبی براش نیست. دیگه نمیتونه باهاش زندگی کنه. نمیتونیم بگیریم توی آشپزخونه حبسش کنیم، تمام در و پنجرهها رو ببندیم که «نه، تو بیخود کردی! چطور ۲۵ سال منو میخواستی؟ الان نمیخوام؟!»
نمیخوام، نمیخوام. زوری که نمیشه. الان نمیشه، نمیخوام.
شما یا همینجوری به عنوان یه برادر بپذیرینشون، یا اگه سخته، اصلاً هیچ ارتباطی باهاشون نداشته باشین. ولی به این مسئله فکر نکنین که بخوان برگردن یا ارتباط همونی بشه که قبلاً بوده.

