سوال کامل مخاطب: من ۲۹ سالمه، متأهلم و یه دختر ۴ ساله دارم. مدتیه به این باور رسیدم که توی زندگی مشترکم نمیتونم به اهداف و آرزوهایی که دوست دارم برسم؛ چون خط فکری من و همسرم اصلاً یکی نیست و خیلی با هم تفاوت داریم. مثلاً من بسیار فعال، پویا و پرنشاطم؛ ایشون برعکس، ساکت و اهل هیچ تفریحی نیستن.
با اینکه زندگیمون از ظاهر برای عموم شاید مشکلی نداشته باشه، اما من هیچ ذوق و شوقی به رابطهمون ندارم و نمیدونم باید چیکار کنم. چندین بار با مشاور هم صحبت کردم، اما همسرم اهل مشاورهگرفتن نیست.
همسرم اوایل هم همینطور بودن، ولی شدتش کمتر بود. من از ۱۸-۱۹ سالگی نامزد شدم؛ اون موقعها هم زیاد اهل گشت و تفریح نبود و همیشه با اصرار من جایی میرفتیم، اما دوسه سال اخیر خیلی بیشتر گوشهگیر شده و حوصله نداره. متأسفانه من کلاً آدم شادی هستم، دوست دارم سفر برم، مهمونی برم؛ اما ایشون کاملاً برعکس. خب مسلماً به من هم اجازه نمیده که بخوام تنها سفر برم. حس میکنم جوونیم داره هدر میره و کنار ایشون نمیتونم شاد باشم. باید چیکار کنم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، شما باید قبل از اینکه بچهدار میشدین، به این فکر میکردین. الان یه بچه اون هم دختربچه که معمولاً نسبت به پدرش یه حس خاصی داره به دنیا اومده و شما الان به این فکر افتادین که «خب من الان تو این رابطه اوکی نیستم»؛ بهخصوص چیزی که از اول دیدین.
حالا این چیزایی که ما توی آدمها میبینیم، با بالا رفتن سن همهچیز بیشتر میشه شدتش و عمقش؛ کمتر که نمیشه. من هر اخلاقی که داشته باشم، اون اخلاق با بالا رفتن سنم شدیدتر میشه. خیلی کم پیش میاد که خودم متوجه بشم این اخلاق یا رفتارم درست نیست و خیلی سعی کنم و اون رو در طول زمان بهتر کنم.
پس شما میدونستید که ایشون یه همچین اخلاقی دارن حالا به این شدت نبوده و باهاشون تصمیم گرفتید ازدواج کنید. مسئلهای هم که هست، مسئلهٔ مهمی نیست که بگیم «وای این کلِ اینه، اون رو میریزه به هم». یعنی واقعاً ببین الان حرفی که دارید به من میزنید، یه خرده بچهگانهست که «من چون دوست دارم برم بچرخم، بگردم، بخندم، شاد باشم، مسافرت برم و این آدم همراهی نمیکنه، من بیام جدا شم». که بعد چیکار کنیم؟
الان میگید که «من کنار ایشون نمیتونم کاری کنم، جوونیم داره هدر میره». یعنی منظورتون از هدر رفتن یعنی چی؟ بهنظر من هدر رفتن یعنی اینکه آدم عاطل و باطل، بدون اینکه کاری بکنه، همینجوری خوشخوش برای خودش بچرخه. این بهنظر من هدر رفتن جوونیه.
الان ایشون جلوی درس خوندن شما رو گرفته که داره هدر میره؟ نمیذارن بچهدار شین که داره هدر میره؟ نمیذارن رشد کنین، پیشرفت کنین، هیچ کلاسی برین که داره هدر میده؟ مسافرت هم خب یه کاری کنیم؛ بیاین جاهایی رو انتخاب کنیم که ایشون بیشتر دوست دارن. ایشون بلیط رو نمیگیرن و انجامش نمیدن؟ شما بگید «خب شما کجا رو دوست دارید؟ من این کارها رو انجام بدم تا بریم».
ولی اینکه «چون بهم خوش نمیگذره، جوونیم داره هدر میشه» با یه دختربچهٔ چهارساله، اون هم از همسری که تنها مشکلش اینه که خیلی ساکته و خیلی خونه رو دوست داره، بعد شما بخواید جدا شید.. این اصلاً حرف درستی و کار درستی نیست عزیزم.

