سوال کامل مخاطب: خانم هستم ۲۷ ساله با یه آقایی که ۳۴ ساله هستن تقریباً ۷-۸ ماه رابطه دارم رابطهٔ جنسیمون ۲-۳ بار اول نسبتاً برای من رضایتبخش بود منتها بعدش دیگه فقط ایشون خودشو در نظر میگرفت و الان نزدیک ۱ ماه و نیمه که کلاً ایشون تمایلی به برقراری رابطه نداره و یه حالتی انگار در میره و حتی نمیزاره من برم خونش و بهونهٔ ایشون این هست که چند بار تو خونه چون دعوا کردیم ایشون خاطرهٔ بدی براش شده و اینکه فکرش درگیره و بارها پرسیدم علت چیه گفته حسش نبوده و مشکل از من نیست به اضافهٔ اینکه ایشون کلاً از تعهد و مسئولیت فراریه و تا حدودی شخصیتش به اجتنابیها نزدیکه من اعتماد به نفسمو از دست دادم میخوام خانم دکتر راهنماییم کنن که من دقیقاً باید چی کار کنم و چیزی که ذهنمو درگیر کرده این هست که علت گریز ایشون از رابطهٔ جنسی چی هستش؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، بهنظر میرسه که ایشون از رابطهٔ جنسی گریزان نیستن؛ ایشون از شما گریزانن. نه بهخاطر اینکه آدم بدی هستین؛ بهخاطر اینکه احتمالاً شما دعواها رو به من گفتین دعوا کردین، نگفتین سر چی اتفاقهایی افتاده، دعواهایی رخ داده و چیزهایی پیش اومده که برای ایشون بسیار بسیار ناخوشایند بوده یا یادآور یه سری چیزهای ناخوشایند بوده.
نمیخوان یه تجربهٔ بدی رو که داشتن، دوباره تجربه کنن. شاید دوست قبلیشون هم درست مدل شما بوده شما نمیدونید که؛ شاید کسی تو خانوادهٔ ایشون درست مدل شما هست و احساس میکنن که میتونن آیندهٔ این رابطه رو ببینن. و بنابراین دارن هی کمکم و کمکم ازتون فاصله میگیرن. اصلاً این حرفی که «مشکل از شما نیست، مشکل از منه»، یعنی رابطه تموم شده هست. من فکر نمیکنم که ایشون به ادامهٔ رابطه خیلی تمایلی داشته باشن و شما هم چون سنتون هنوز کمه و آیندهٔ بسیار بسیار دور و دراز و طولانی دارین، اگه جای شما باشم، به ادامهٔ این رابطه اصراری نمیکنم.

