سوال کامل مخاطب: من یه دختر ۱۹ ساله دارم که سال اول دانشگاهش رو گذرونده. تقریباً از ترم اول دخترم با یه گروه دختر و پسر دوست شده که با هم برنامهٔ گردشی میذارن. دخترم دختر سادهای هست و در کل خونگی بوده، ولی اونجا براش خونه گرفتیم و مرتب بهش سر میزنیم. یکی از پسرای گروه که همکلاسیشه، مدتها میگه منتظر موقعیت بوده که پیشنهاد دوستی به دخترم بده. به هرحال ۳ ماهی میشه که با هم دوستن. مسئله اینجاست که کمکم دارن بحث سکس رو مطرح میکنن. دخترم تا حالا رابطه نداشته و حتی دوستپسرم نداشته. اینا تو این مدت خیلی رابطهٔ احساساتی و جالبی رو شکل دادن و اون پسر خیلی به دخترم احترام میذاره و دنبال جلب رضایتشه در همه موارد.
ولی دخترم بهش گفته فعلاً سکس نداشته باشیم؛ هم زوده خیلی و هم من بدنم رو نمیشناسم که اگه هر چی پیش بیاد، تو دردسر میفتیم. خلاصه اینکه ما خانوادهٔ بستهای نیستیم، ولی دخترم بسیار احساساتیه و به هم علاقهمند شدن. اون پسرم پسریه که تو خانوادهٔ بزرگ بزرگ شده، شیطون بوده و درسخون. به دخترم گفته اگه میخواستم با دخترای به اصطلاح خاص باشم، طرف تو نمیومدم.
در هر حال من بهعنوان مادر نگرانم که اگه حتی چند ماه دیگه هم بخوان سکس کنن، این دختر وابستهتر میشه و ممکنه ضربه بخوره. دختر دوستبازی نیست، اهل درسه. البته شیطنتهای کوچیکی هم مثل بوس و… هم با این پسر دارن. شما چه راهنمایی دارین؟ من به دخترم چی بگم؟ به نظر شما اگه تا یه مدت دیگه بخوان سکس کنن که برای دخترم اولین باره، ممکنه مشکلساز بشه؟ ممنون میشم راهنماییم کنید. من خودم دوران دخترم بعد از ۵ سال دوستی رها شدم. شاید به اینخاطر خیلی براش نگرانم، چون هنوز جای زخم اون جریان برام یه کم دردناکه. میترسم اونم رها بشه!
پاسخ: دکتر طناز فرازی
اولاً آخه که انقدر دخترتون رو دوست دارین و نگرانین! آخه چقدر رابطهتون با دخترتون قشنگه که میاد اینا رو تعریف میکنه، هم میگه هم نگرانش میشین. این خیلی خوبه که باهاتون حرف میزنه. ببینید، این یه مسئله هست که در هر حال پیش میاد، و چون پیش میاد، بهترین راهش اینه که با دخترتون در موردش صحبت کنین. که اگه خواستی سکس داشته باشی، راهش اینه: این کارو بکن، از این استفاده کن، اینو اینجوری کن، اینو اینجوری نذار، اینجوری بشه، اونجوری بشه. یعنی باید براش توضیح بدین که مطمئن باشین که خودِ این مسئله ایجاد اشکال نکنه.
دومین مورد اینه که باید به دخترتون همیشه بگین که دخترم، باید متوجه باشی که اینکه آدم یه دوست داره و نزدیکه بهش، معنیش این نیست که این دفعهٔ اول و آخره که تو با کسی وارد رابطه میشی. سنت کمه، تا تو بخوای جا بیفتی، شاید پنج سال، شش سال دیگه طول بکشه از نظر عاطفی بخوای به بلوغ برسی. خیلی راه دور و درازی داری در پیش. خدا کنه که همین باشه و بمونه، ولی به خودت بگو که اگه نشد، هیچ اتفاقی نیفتاده. تو اول راهی و آدما… منم همینجوری بودم، خالتم بوده، مثلاً فلانی دوست منم که میشناسی هم همینجوری بوده. همهمون دو تا سه تا تجربه داشتیم تا آدم مناسب رو پیدا کردیم. این حرفا رو اگه بهش بزنین، چون تو فکرش «تا آخر و با این آدم» نمیسازه که خب ازدواج میکنیم، بچهدار میشیم، اینجوری میشه، اونجوری میشه… اگه اتفاقی بیفته و خدای نکرده این رابطه تموم بشه، بچهتون خیلی اذیت نخواهد شد. بعدم یادتون باشه فقط صرف اینکه کسی اذیت میشه، نمیشه جلوی بلوغش و تجربهش رو گرفت. مثل اینکه یه بچه شما به دنیا آوردین، بعد چون بخواد راه رفتن رو یاد بگیره، بارها زمین میخوره و تو این زمین خوردن ممکنه دستش خراشیده بشه، سر زانوش خراشیده بشه، جایش کبود بشه، بگین: «نه، نه، تو نمیخواد راه رفتن یاد بگیری چون زمین خوردن دردناکه و سخته. تو راه نرو اصلاً هیچوقت.» میشه؟ اینم مثل همونه.

