سوال کامل مخاطب: خانم هستم، ۴۳ ساله. بعد از ۱۵ سال زندگی دارم جدا میشم، به دلیل اینکه همسرم بداخلاق و عصبی بودن و مدام فحاشی میکردن. این اواخر هیچ احساسی بهشون نداشتم. هشت سال پیش هم تلاش کردم جدا بشم، ولی طلاق نداد و قول داد درست بشه؛ ولی فحاشی کردنش اصلاً درست نشد. الانم دوباره اومده میگه من مشاوره میرم، دارم درست میشم و قول میدم. آخه چطور آدمی که مدام فحاشی میکنه تو دو ماه یهویی درست شده؟ و مهمتر اینکه من دیگه احساسی بهش ندارم. حالا دو تا موضوع خیلی ناراحتم میکنه: اول اینکه ای کاش زودتر این کار رو انجام داده بودم و عمرم هدر نمیرفت. دوم اینکه نکنه دارم اشتباه میکنم و تو این سن دارم جدا میشم؟ آیا دیر نیست؟
پاسخ طناز فرازی:
عزیزم من شما راجع به بچه هیچ حرفی نزدین که آیا بچه دارین یا ندارین. اگه بچه دارین، فقط فحاشی کردن به صرفِ فحاشی کردن، آدم وقتی بچه داره جدا نمیشه. اما اگه بچه ندارین یا بچهها بزرگ شدن و به یه سن و سالی رسیدن که اذیت نمیشن و شما اینقدر تحت فشار هستین که اصلاً از ۸ سال پیش میخواستین جدا بشین و این مسئله آزارتون میده، برای چی بمونین؟
شما میگین که «نکنه دارم اشتباه میکنم جدا بشم؟» طلاق کار هر کسی نیست، چون هر آدمی دل و جرأتش رو نداره. آدمها میترسن؛ بهخصوص که در جامعهٔ ما. من متوجه شدم بعد از گذاشتن پست طلاق، آدمها دو دسته هستن: یه سری اصلاً براشون مهم نیست و یک سری یه جوری بهش نگاه میکنن انگار «وای چه اتفاق بدی افتاده وقتی یک نفر جدا میشه.» بنابراین اگر شما به اون فکر میکنین که «اگر جدا بشم ۴۳ سالمه، یه مُهر طلاق هم میخوره تو شناسنامه، بعدش چیکار کنم؟» این دلیل اشتباهیه برای موندن جایی که آدم داره ذرهذره از بین میره.
الان هم شما نمیتونین جز همسرتون با کسی دیگه رابطه داشته باشین، ولی حالتون هم خوب نیست. اینجوری بهش نگاه کنین که خب اون موقع که جدا بشین، اگر کسی نباشه و پیدا نشه که خیلی بعیده، بازم همین شرایط رو دارین، بازم کسی نیست که باهاش باشین؛ ولی حداقل اعصابتون آرومه و راحتین. میفهمین منظورم رو؟ این دیگه کمترین حالتشه، که به نظر من سنتون زیاد نیست و مشکلی هم ایجاد نمیکنه و روابط دیگهای هم احتمال زیاد براتون پیش میاد.

