Opens in a new tab
طناز و شما

آیا در میان گذاشتن تروماها و مشکلات خانوادگی با شریک عاطفی کار درستیه یا نباید چیزی بگیم؟

0:00
/
0:00

سوال کامل مخاطب: همیشه می‌گن بدی خانواده‌تون رو پیش پارتنرتون نگید! ولی مگه نباید با کسی تو رابطه باشیم که قلب بزرگی داشته باشه، بتونیم تروماها و زخم‌های خانوادگی‌مون رو بهش بگیم و اونم بدون قضاوت درکمون کنه؟ یعنی واقعاً همه آدما یه روزی این حرفا رو پتک می‌کنن تو سر آدم؟ من به‌تازگی یه دعوای خیلی وحشتناک با خواهرم داشتم که پارتنرم همه‌چیز رو دید؛ الان به‌شدت می‌ترسم که با دیدن این صحنه‌ها از رابطه با من پشیمون بشه. آیا ترسم بجاست؟

پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین تروماهای زندگی ما اگه فقط مربوط به منه؛ یعنی یه اتفاقی برای من افتاده که اثری روی من گذاشته که این اثر وارد زندگی زناشویی هم می‌شه و روی کیفیت زندگیم اثر می‌ذاره جوری که باید پارتنرم در جریان باشه، بهش می‌گم. مثالش چیه؟ من یه دفعه نزدیک بوده غرق بشم و الان از هرجا که آب باشه می‌ترسم و شنام نمی‌کنم و دریام نمی‌رم؛ پارتنر منم یه آدمیه که عاشق غواصی و دریا و ایناست. خب من راجع به این تروما باهاش صحبت می‌کنم. خدای نکرده یه تصادف شدید داشتم، دیگه هیچ‌وقت نمی‌خوام پشت ماشین بشینم یا رانندگی کنم؛ خب راجع به این تروما با پارتنرم صحبت می‌کنم.
اما اینکه من در بچگی از مامانم یا بابام خیلی بد کتک خوردم؛ الانم مامان بابام هستند (یعنی مامانم هستند، در قید حیاتن، پدرم هستند و با مادر و پدرم بودم تا الان) و در بچگی مثلاً یه اتفاقی افتاده، یا مثلاً در بچگی سن کم صحنه خودکشی برادرمو دیدم (ولی الان برادرم هست و سالمه و اینا)، اینا برای من تروما ایجاد کرده؛ این تروماها چه ربطی به همسرم داره؟ من این تیکه رو نمی‌فهمم. اثر گذاشته رو من، ناراحتم کرده، مال اون موقع بوده. اگر از اون موقع تا الان که من سنم رفته بالا، یا از ۵ سال پیش تا الان که اتفاق افتاده، حل نشده، اصلاً بیخود می‌کنم ازدواج می‌کنم!
ترومایی که این‌قدر حالم بده که باید برم بغل یکی گریه کنم، اصلاً بیخود می‌کنم ازدواج می‌کنم! ما وقتی حالمون خوب نیست و یه تروماهای بزرگی داریم که در روحیه‌مون به‌قدری تأثیر گذاشته که باید بریم یه جا بشینیم گریه‌زاری کنیم، باید بریم پیش مشاور و روانشناس. اون آدم هرکی باشه نمی‌تونه به من کمک کنه و گریه‌زاری پیششم حال منو خوب نخواهد کرد؛ فایده‌ای هم نداره، آبرو و حیثیت خانواده رو می‌بره.
تازه اون موضوع یا اون داستان مربوط به منِ تکی نیست که من بخوام برم به این آقا همش رو توضیح بدم که برادر من خودکشی کرده و من این صحنه رو دیدم. شاید برادر من هرگز دلش نخواد هیچ‌کس بدونه که اون مثلاً ۱۶ سالش بوده، عاشق شده، دختره مهاجرت کرده، این خودکشی کرده! برای چی اینو باید همسر من بدونه؟ اصلاً به همسر من ربطی نداره، به منم ربطی نداره، این موضوع برادرمه؛ من اجازه ندارم موضوع اونو بیام به همسرم بگم. این اصلاً اسمش نزدیک بودن نیست، این اسمش خیانت در امانته. داستان این آدم پیش من امانته، من نمی‌تونم برم به یکی دیگه بگم.
اگر تو من تروما ایجاد کرده، باید برم ترومامو حل کنم. گریه کردن تو بغل پارتنر عاطفی چه‌جوری ترومای منو برطرف می‌کنه؟ هیچ‌جوری! اصلاً حرف کاملاً بی‌منطق و بی‌پایه و اساسیه، کاملاً بی‌پایه‌اساس! اگر هم ترومای من جوریه که مربوط به من و زندگی آینده‌ام با پارتنرم می‌شه و حالم ازش بده (مثلاً حسابی بچگی کتک خوردم یا خدای نکرده کسی به من دست‌درازی کرده، بچه بودم تجاوز بهم شده – چه دختر چه پسر، به پسرام خیلی تجاوز می‌شه وقتی بچه‌ان)، اینا چیزی نیستش که من برم به پارتنرم بگم.
پارتنرم جز اینکه اگه خیلی منو دوست داشته باشه دلش بسوزه، اونم داغون بشه، فکرش مشغول باشه، دلش بخواد بره اون کسی که به من تجاوز کرده رو خفه کنه، دیدش نسبت بهش عوض شه و دیگه با یه سری نتونیم رفت‌وآمد کنیم، هیچ کاری از دستش برنمیاد. این حرف جاش پیش مشاور و روانشناسه. و من ترومامو قبل از ورود به یک رابطه عاطفیِ طولانی‌مدت یا زندگی مشترک باید حل کنم؛ نه اینکه اول برم تو رابطه، بعد فکر کنم: «آخ آخ من این مشکلو داشتم، حلش کنم!» این سخته درست کردنش.
نزدیک بودن با شریک عاطفی و راحت بودن باهاش به معنی این نیست که من هرچی هرجا اتفاق می‌افته بیام به شما بگم، با شما راجع بهش صحبت کنم، یا هر وقت از هرجا ناراحت می‌شم بیام پیش شما گریه کنم. برای همینه که من هزار بار تا حالا گفتم: ما آدم‌های مختلف در زندگیمون داریم در جایگاه‌های مختلف، و هرکدوم از اونا یه کاری قراره برای من انجام بدن، یه باری رو از دوشم برمی‌دارن، یه‌خرده از ظرف احساسیمو پر می‌کنن.
من نمی‌شه یه نفر بیاد کل این ظرف احساسیمو اون پر کنه فقط؛ هرچی هم احتیاج دارم اون به من بده، هرکاریم می‌خوام اون برام بکنه! طرف له می‌شه، رابطه‌مون خراب می‌شه، از بین می‌ره. یه‌سری چیزا هست من فقط به مامانم می‌گم، یه‌سری رو فقط به خواهرم می‌گم. اگه از دست مامانم ناراحتم، می‌رم با خواهر برادرم صحبت می‌کنم، اونجا جای درستشه.
بچه‌دار می‌شم، خسته‌ام، ریختم به هم؛ به دوستم می‌گم، یه‌خرده‌ش رو به مامانم می‌گم، یه‌خرده به مادرشوهرم می‌گم… هرکدوم از اینا. برای همینم می‌گم وقتی که ازدواج می‌کنیم، خیلی خیلی کار اشتباهیه که می‌خوایم اون طرفو محدود کنیم؛ تمام رابطه‌های قبل از ازدواجشو یا قطع کنیم یا کمرنگ کنیم، بگیم: «فقط من و تو! فقط بیا بچسب به من! (چه دخترا چه پسرا) همه‌جا با هم بریم، همه‌کارو با هم بکنیم، همیشه با هم باشیم! اگه می‌ریم خونه مامانت با هم بریم، اگه خواهرتو می‌بینی با هم باشیم! برای چی با دوستات می‌ری بیرون؟ برای چی با خواهرت هفته‌ای یه بار حرف می‌زنی؟ چرا روزی دو بار از سر کار می‌ری خونه مامانت اینا، میای خونه؟» یا مرد به زن: «برای چی مامانت امروز خونه ما بود؟ چرا تو هر روز می‌ری خونه خواهرت؟ چرا با دوستات حرف می‌زنی؟»
خواهش می‌کنم اجازه بدید این روابط سر جاش بمونه. هرکدوم از این آدم‌ها برای کاری ساخته شدن. بازم می‌گم هرگزِ هرگز در هیچ زندگی، هیچ کره‌ای، هیچ کشوری، هیچ شهری ممکن نیست که یک آدم پیدا بشه برای یک نفر که تمام ظرف‌های خالیشو پر کنه، تمام کاراشو انجام بده، همیشه همه‌جا حضور داشته باشه، همه‌جا به دادش برسه، تمام لحظه‌های غمگین و خوشحالی و ایناش کنارش باشه. نداریم! نمی‌شه!
ممکن نیست، کار سختیه، اذیت می‌کنه، رو رابطه فشار می‌ذاره و رابطه‌هایی که خیلی عالین، خیلی خیلی خوبن و می‌شه تا آخر خوب پیش برن رو می‌زنه خراب می‌کنه. بنابراین نکنین این کارو؛ این کار، کار یه نفر نیست. ظرف احساسی ما رو پر کردن و به ما رسیدن، کار یه نفر نیست.

نظرتون چیه؟

ورود به سایت
نام کاربری / ایمیل / شماره موبایل خود را وارد کنید
بازیابی کلمه عبور
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
ورود به سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ثبت نام در سایت
شماره موبایل / ایمیل را تایید و اطلاعات را تکمیل کنید
ثبت نام در سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر

سلام به دوستان عزیزمون!

قبل از اینکه سوالتون رو بپرسید، چند تا نکته هست که دوست داریم باهاتون در میون بذاریم. این نکته‌ها برای اینه که هم شما راحت باشید و هم ما بتونیم به بهترین نحو بهتون کمک بکنیم.

1. درباره پاسخ‌ها

از زبان دکتر طناز فرازی: سعی می‌کنم تا جایی که تجربه و دانشم اجازه میده به بیشتر سوال‌ها پاسخ بدم. البته چون تعداد سوالات زیاده، اول تیم من اون‌ها رو بررسی می‌کنه و سوالاتی که تکراری نیستن رو برای من میفرسته.

2. سوال‌ها و جواب‌ها برای همه منتشر میشن

چرا اینکار رو می‌کنیم؟
چون معتقدیم دغدغه‌ها و سوالات شما می‌تونه به خیلی‌های دیگه هم کمک کنه. برای همین:

✅ همه پاسخ‌ها (البته با اجازه شما) توی وب‌سایت منتشر میشن.

✅ سوال‌ها رو به صورت ناشناس منتشر می‌کنیم. اسم شما جایی نمیاد.

✅ لطفاً توی سوالتون، اسم، آدرس، شماره تلفن خودتون یا دیگران، جزئیات خیلی خصوصی و شخصی مربوط به خودتون یا اطلاعات دیگران رو بدون اجازه‌شون ننویسید.

???? یک نکته مهم: اگر نیاز دارید جزئیات خصوصی رو مطرح کنید، بهتره از فرم‌های خصوصی یا ایمیل استفاده کنید. تو پروفایلتون یک فرم دیگه برای مشاوره با خانم دکتر طناز فرازی داریم. این فرم کاملا امنه و مستقیم برای خانم دکتر ارسال میشه.

3. موقع پرسیدن سوال این نکات رو حتما رعایت کنید:

✅ سن خانم و آقا یا هر شخص دیگه ای که در موردشون سوال دارین

✅ مجرد هستین یا متاهل

✅ فرزندی دارین یا خیر؟ چند سالشونه؟ جنسیتشون چیه؟

✅ چند وقته ازدواج کردین؟ یا چند وقته در رابطه هستین؟

سوالات کلی نپرسید مثلا: ما با هم می‌تونیم ازدواج کنیم؟ ضعیفم باید چیکار کنم؟

 ????مواردی مثل اسم، شهر محل سکونت یا اطلاعاتی که ممکنه با مطرح کردنش هویتتون لو بره رو ننویسید

???? دقت کنید خانم دکتر فقط یک بار سوال شما رو پاسخ می‌دن هر موردی که باعث می‌شه خانم دکتر بتونن بهتر راهنمایی کنن رو ذکر کنید.

4. چه سوالایی رو نمی‌تونیم جواب بدیم؟

  • تجویز دارو – این کار فقط با معاینه حضوری امکان‌پذیره
  • موضوعات مربوط به خودکشی یا آسیب به خود
  • محتوای خشونت‌آمیز یا توهین‌آمیز
  • سوالات با محتوای نامناسب

5. موارد اورژانسی

توجه فرمایید: این فرم برای موارد اورژانسی و بحرانی مناسب نیست!

اگر در شرایط بحرانی هستید، لطفاً فوراً با این شماره‌ تماس بگیرید:

???? اورژانس اجتماعی: 123

???? یا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

6. تغییرات احتمالی

ممکنه گاهی این قوانین رو به‌روزرسانی کنیم. اگر از سایت استفاده می‌کنید، یعنی با تغییرات هم موافقید. پیشنهاد می‌کنیم هر از گاهی یه سری به این صفحه بزنید.


تأیید نهایی

با زدن دکمه “موافقم”، تأیید می‌کنید که:

  • این نکات رو خوندید و باهاشون موافقید.
  • می‌دونید که سوال و جوابتون ممکنه منتشر بشه (برای کمک به دیگران).
  • در صورت نیاز، اطلاعات خصوصی رو حذف می‌کنید.

آخرین به‌روزرسانی: 31 شهریور 1404

اگر سوالی درباره این قوانین دارید، می‌تونید به ما ایمیل بزنید:
info@tannaz.org