سوال کامل مخاطب: من خانم متأهلی هستم ۲۷ ساله، از خانواده بسیار ضعیف از نظر مالی و محبت. با کلی سختی ازدواج کردم. با پسری بودم ولی سر مسائلی ازش جدا شدم. الان میلی به همسرم ندارم و همش میخوام برگردم به دوران مجردی؛ چون آدم بسیار مستقلی بودم. الان همسرم منو نمیذاره برم سر کار. اخلاقش خوبه ولی محدودم، و اینهمه تلاشی که کردم، بهسختی درس خوندم و مدرک گرفتم، الان اجازه نمیده دیگه برم سر کار و حس خوبی ندارم به ایشون ۲۹ سالشه.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، این وسطا خودت خودتو لو دادی! اینکه این وسط میاد یه جمله به من میگی که: «با یکی دوست بودم ولی الان نیست، الان به همسرم میلی ندارم»، نشون میده که یکسری از این حرفایی که خودت داری به خودت میزنی برای اینه که یه نفری اونور هست که داری احساس میکنی که: «خب الان بهبه، برم با اون باشم چقدر همهچیز خوب و عالی خواهد بود و خوب پیش میره.» اصلاً همچین چیزی نیست.
اینم که «میلی به همسرم ندارم چون نمیذاره برم سر کار»، حرف کاملاً بچهگانهایه. آدم وقتی که همسرش نذاره بره سر کار (یا سر یک همچین چیزی، البته کار همسرتون درست نیست)، ولی اگه نذاره بره سر کار، من ممکنه که خشمگین یا عصبانی بشم، ولی بیمیل نمیشم. اون اصلاً… این ربطی به اون یکی نداره.
این احساس بیمیلی گاهی در ما وقتی ایجاد میشه که یک نفر سومی اون بیرون هست، و من کمکم به اشتباه از این آدم خودمو میخوام بکشم عقب و شروع میکنم دنبال دلیلها و بهانههای مختلف گشتن که اینو تو ذهن خودم خراب کنم؛ چون آدم بدی نیست، هی بخوام بگم: «نه، این خوب نیست» و به خودم این مجوز رو بدم که نفر سوم رو یا وارد رابطه کنم، یا از اون بدتر… کسی که داره بهم محبت میکنه و که از یه خونهٔ ضعیف و بیمحبت و بد اومدم بیرون به این پناه بردمو، الان بذارم کنار.
من اینتیپی نیستم عزیزم که آدما بیان و از من سؤال بپرسن و بخوان که به من مثلاً چند تا چیز بگن، بعد من بیام چراغسبز بدم که: «ای آفرین، آره باریکلا! چون نمیذاره [بری سر کار]، اینجا شما هم جدا شو، جدا شو برو!» جدا شدن اولاً شوخی نیست؛ دوماً اینکه کسی که اومده و شما رو از یک جای بدی کمک کرده اومده بیرون، و شما خواستی و دوست داشتی و رفتی، الان بمون و فرصت بده.
و مشکلی که داری به من میگی یه مشکل بوده که ایشون نمیذاره بری سر کار؛ دلایلشو بپرس، سعی کن اون دلایل رو برطرف کنی که ایشونم خیالش راحت شه و اجازه بده شما بری سر کار. خیلی سادهست؛ یا بهت میگه: «نرو دوست ندارم»، خب چرا دوست نداری؟ یا میگه: «نرو من همهچیزو مهیا میکنم»، شما یه چیزی بگو نتونه مهیا کنه، بعد بگو: «خب پس باید برم سر کار.» اما اینکه بخوای خودت سر خودتو کلاه بذاری که «این آدم بدیه، رابطه بده که بری اونور»، نه اصلاً!

