سوال کامل مخاطب: خانم ۳۷ ساله هستم با یه پسر ۴ ساله. همسرم خیلی اذیت میکنه. هفت ماه رابطه نداشتیم، بالاخره یه جوری رابطه برقرار شد. تا میگم: «با کسی هستی؟»، دعوا راه میندازه و جلو پسر ۴ سالهمون منو کتک میزنه. همسر من و اون (خانم) هر دو حاشا میکنن و میگن: «ما با هم دوست نیستیم به خدا.» نمیدونم باید چیکار کنم. من و همسرم ۷ سال دوست بودیم و بعد نامزد کردیم. الان یه پسر ۴ ساله دارم. خیلی اذیتم کرده؛ یه سال بعد از ازدواج با یه زن شوهردار چت کرد که من فهمیدم. بهم قول داد که دیگه این کارو تکرار نکنه و گوشیش رمز نداشته باشه، اما الان چند ساله گوشیش رمز داره. از سر کار میخواد بیاد خونه دیر میاد؛ بعد میره اسنپ ساعتی کار میکنه به عنوان شغل دوم. من الان زندگی رو که با سختی ساختم، با یه بچه چهجوری ول کنم برم؟ یا اینکه منم برم بهش خیانت کنم؟ بچه چی میشه؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
خب ببینین، از آخر بیایم به اول. اولاً که آدم جواب یه کار اشتباه رو با یه اشتباه بزرگتر نمیده. اینکه بگیم «طرف رفته خیانت کرده، خب منم برم خیانت کنم؛ هر کدوم راه خودمونو بریم ولی با هم باشیم»، کاملاً اشتباهه. اینکه میگید پای همسر برادر خودتون در میونه، این یه خط قرمز خیلی خیلی بزرگه! یعنی باید خیلی مراقب و مواظب حرفی که دارید میزنید باشید؛ چون اگر همچین چیزی باشه، دو تا خانواده کاملاً میریزه به هم، بهخصوص اگه برادرتون بخوان متوجه همچین مسئلهای بشن. بچه شما الان کوچولوئه. ضربه میخوره، اما چون پسربچهست و ۴ سالشه، طلاق و جدایی ضربهای که به این بچه میزنه (البته هر طلاقی بچه رو اذیت میکنه و ضربه میزنه ها) اما ضربهاش اونجوری نیست که بخواد اثرات خیلی وحشتناکی رو آیندهاش بذاره.
شما تو توضیحاتتون به من نگفتین، ولی چون گفتین «کتک زدن» تو کاره… وقتی کار به برخورد فیزیکی برسه، یعنی دیگه درست کردنش بسیار سخته. من پیشنهاد نمیدم آدم تو یه همچین رابطهای که هم توش دروغ هست، هم با هم راحت نیستین، هم اینقدر شک و تردیده، هم خط قرمزها رد شده و هم کتک و کتککاری توش هست، بخواد بمونه. ولی خب به من نگفتین که آیا از نظر خانواده ساپورت میشین یا نه؟ از نظر شرایط مالی اوکی هستید یا نه؟ با بچه کجا میخواین برین؟
نگران بچهتون نباشید. بچهای که بخواد تو خونه و زندگی بزرگ شه که جلوی چشمش پدر، مادر رو بزنه، بعد پدر بره خیانت کنه، مادر ناراحت بشه، مادر از اونور خیانت کنه، محبتی هم تو خونه نبینه، همهش داد و بیداد و دعوا باشه و پدر هم (درست) بالاسرش نباشه؛ این زندگی برای بچه بهمراتب بدتره و ضربههایی که از دیدن این چیزا میخوره، بهمراتب بیشتر از ضربه طلاقه.
بنابراین پیشنهاد من به شما اینه: اگر میتونید جدا بشید، جدا شید و برید سراغ زندگی خودتون. پسرتون رو هم با خودتون ببرید. آرامشتون بسیار بیشتر خواهد بود. چون سنتون هم زیاد نیست، برید سراغ زندگیتون؛ سنتون کمه و احتمال اینکه شخص مناسبی رو ببینید و دوباره ازدواج کنید هم زیاده.
اگر نمیتونید (یعنی اگر شرایط مالی و پشتوانه خانواده رو برای جدا شدن از این آدم ندارید)، بحث نکنید و دعوا راه نندازید. در سکوت، آرامش خودتونو حفظ کنین و یک برنامهریزی درست برای خودتون بکنید. بگین: «من الان نمیتونم برم؛ پس برنامهریزی میکنم برای ۳ تا ۵ سال آینده. این کارو یاد میگیرم، اون مهارت رو یاد میگیرم. بچه میره مهدکودک، وقتم آزاد میشه. میرم کار میکنم، پولامو جمع میکنم، خودم پشتوانه خودم میشم و از این زندگی میام بیرون.»
یکی از این دو راه رو انتخاب کنید: یا بمونید و بدون اینکه محیط خونه رو متشنج کنید، برنامهریزی درستی بکنید. الان که میدونین چه خبره، دیگه داد و بیداد کردن در موردش چیزی رو حل نمیکنه؛ پس بدون اینکه محیط رو متشنج کنید برنامهریزی کنید و درست برین جلو تا زمانی که بتونین جدا شین. یا اگه پشتوانهش رو دارید، خانواده کنارتون هستن و خودتون میتونید، همین الان جدا شین.

