سوال کامل مخاطب : من مطب یه آقای دندانپزشک میرم و تو بیمارشون هستم. چند سالیه که من بهشدت به ایشون علاقهمند شدم و ایشون هم همینطور. سنشون ۴۰ ساله و من ۳۹ سالمه. این آقا خیلی مغرور و لجبازن؛ بهطوریکه انتظار دارن از سمت من اقدامی انجام بشه. منم تا حدی قدم برداشتم و ایشون هم همینطور حرکت کردن، اما ایشون انتظار دارن قدم آخر رو هم من بردارم. البته من قبلاً هم خواستگارایی داشتم که اونا هم مغرور بودن، رفتن ازدواج کردن و بعد پشیمون شدن. به نظرتون من با ایشون یا آدمهای مغرور و لجباز چه سیاستی رو در پیش بگیرم که پا پیش بذارن؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
اولاً که من کاملاً مخالف «سیاست داشتن» در رابطه هستم و به نظرم رابطههای قبلی هم که خراب شده دقیقاً به همین علت بوده. شما هی میگین: «من این کار رو کردم، اون این کار رو کرد، حالا من این کار رو کردم، اون انتظار داره بازم من این کار رو بکنم.» وقتی ما از یه کسی خوشمون میاد و میخوایم رابطه به ازدواج ختم بشه، دیگه این «من اینقدر رفتم، اون اینقدر بیاد» معنی خاصی نداره.
اصلاً ده تا قدم من بردارم، شما هیچ قدمی برندار؛ چه فرقی میکنه؟ ما دیگه «من» و «شما» نیستیم که چرتکه بگیریم دستمون و حساب کتاب کنیم؛ میخوایم بشیم «ما». شما به هر دلیلی قدم برنمیداری، برندار؛ من قدم آخر رو هم برمیدارم. اگه شد چه بهتر، اگه نشد تموم میشه.
ولی اینکه بخواین سیاستی پیش بگیرین و طرف رو با یه نقشه خاصی مجبور کنین پا پیش بذاره، قطعاً کار نخواهد کرد و رابطه رو خراب میکنه. اگر هم کار بکنه موقتیه؛ چون سیاست اینطوری نیست که من نقشهای بریزم، شما رو جوری طراحی کنم که مجبور بشین یه حرفی رو بزنین یا کاری رو انجام بدین و بعد تا آخر همونجوری بریم جلو. آدما از فیلم بازی کردن و نقشه کشیدن یه جایی تو زندگی خسته میشن و به محض اینکه خسته بشن و این نقش رو بذارن کنار، همهچیز میریزه به هم. بنابراین، یا خودتون اقدام کنین یا اصلاً ایشون رو مجبور به اقدام نکنین.

