پاسخ: دکتر طناز فرازی
خیلی جالبه؛ اتفاقاً من فکر کنم نزدیک ۵ تا کیس داشتم، ایرانیهایی که خارج از ایران زندگی میکردن در عرض مثلاً پنج شش سال اخیر. اصلاً بچهها اینور بزرگ شدن، ولی خب فرهنگ، فرهنگ ایرانیه و بچهها دوست بودن با مثلاً پسر، دخترا (راجع به دختر دارم صحبت میکنم) و سه چهار سال دوست بودن، میخواستن ازدواج کنن. پسر گفته که: «خب بیا با هم یهخرده زندگی کنیم ببینیم اگه اوکیه ازدواج کنیم» و این یه مسئله شده که پدر مادرا گفتن: «برای چی؟ باید ازدواج کنین که بخواین با هم زندگی کنین.»
بسته به جایی که آدم هست، اگر خارج از ایران هست که مشکلی نداره، برای اینکه اوکیه و مسئلهای هم نیست و اگر پدر مادر حساسیتی دارند، آدم میتونه بشینه باهاشون صحبت کنه. اگر داخل ایرانه، خیلی به این بستگی داره که شما داخل ایران کجا زندگی میکُنین و خانواده و دورواطرافتون چه خبره. برای اینکه اگر برید زیر یک سقف به قصد ازدواج (یعنی اگه دو نفر میخوان ازدواج نکنن و هیچوقت با هم زندگی کنن، اون اصلاً یه موضوع دیگهست)، ولی اگر به قصد ازدواج برید زیر یک سقف (یعنی شما آدم ازدواجی هستین) و بعد نشه و بههم بخوره، و جایی زندگی کنید که این مسئله اوکی نیست، طبیعتاً شانسهاتون برای ازدواج خوب کم خواهد شد. اما اگه در نقطهای از تهران زندگی میکنید که مشکلی نیست یا مسئلهای نیست… یا یهجوریه که مامان باباتون اگه بدونن، اصلاً بقیه نمیفهمن. آخه یه چیزی هم هست، میدونین تو ایران میگم، اگر مادر پدرا اوکی باشن واقعاً کی میخواد بفهمه؟ مادر پدر باید بدوننا! نه اینکه آدم خداینکرده سنش کمم باشه، مادر پدرم ندونن بخواد بره با یکی زندگی کنه؛ چون ما تو سن کم اشتباه خیلی میکُنیم، هیجاناتمون هنوز زیاده، تصمیما رو بیشتر بر پایه احساس میگیریم نه منطق و احساس، و این اشتباها ممکنه خطرناک باشه. پدر مادر باید بدونن و…
اگر پدر مادر بدونن، کی میخواد بیاد ببینه که شما آیا رفتی با طرف داری زندگی میکُنی که ببینی میتونی ازدواج کنی یا نه؟ میگم این مال شهرهای بزرگه و جاهایی از شهرهای بزرگ که همه خیلی کنجکاو نیستند. اگر دوستدختر دوستپسر بودید مدت طولانی و الان مشکل پدر مادر دارین که اونا راضی نمیشن، خب من از همینجا میخوام به پدر مادرا بگم که اگه مسئله شما اینه که برای چی بچه نره با طرف زیر یه سقف زندگی کنه، یه دلیل ممکنه داشته باشه دیگه؛ حالا یا جامعهست که جامعه اصلاً بهش مربوط نیست و لازم نیست آدم جار بزنه همه بفهمن (این مسئله مربوط به بچه شماست)، یا مسئله سکس و رابطه فیزیکیه.
یعنی شما واقعاً فکر میکُنین اگه بچه شما بچهایه که دو سال سه سال (چون این خانم میگن دو سال بودن) اگه دو سال سه سال با طرف بوده و رابطه فیزیکی نداشته و تونسته خودشو کنترل کنه، قطعاً از الان به بعد هم خودشو کنترل میکنه و شما هیچ نگرانی ندارین. اگر بچهتون تیپی بوده که براش مهم نبوده، قطعاً این اتفاق تو این دو سال افتاده و شما اصلاً روحتونم خبردار نیست! پس در هر دو حالت فرقی نمیکنه. اگه نباشه، با طرف بهصورت فیزیکی با هم نخواهند بود، چون هزار بار با هم اینا تنها بودن همهجا. اگر هم بوده که خب بوده دیگه، الان حالا نره زیر یه سقفم، در هرحال بازم باهاش هست. این به پدر مادرا.
اگه سؤالتون اینه که کلاً کار خوبیه یا نه؟ برای مدت کوتاه خوبه. یعنی من سه ماه، چهار ماه، پنج ماه با یه نفر برم زیر یک سقف؛ چون زیر یک سقف رفتن و دائم با هم بودن، خیلی به آدم از طرف مقابل چیزهای مختلف میگه. خیلی چیزا رو نمیشه قایم کرد، نه میشه دروغ گفت، نه میشه اینور اونور کرد؛ دیگه هستیم دیگه، داریم با هم زندگی میکُنیم. از این نظر خوبه؛ ولی مدت کوتاه! مدت بلندش دیگه اونوقت به ازدواج ختم نمیشه.

