سوال کامل مخاطب: توی اوایل ۶۰ سالگی هستند. همسرشونم توی اوایل ۷۰ سالگی هستند و از اول زندگی همش کوتاه اومدن و ۱۰ ساله که ایشون خیانت میکُنن با همه خانوما. میرن و برای بعضی خانم ها پول براشون میزنن، بعد با یکی هم رابطه دارند که رابطه همینجوری داره میره جلو. و هر چقدر خانمشون بهشون میگن که: «چرا این کارا رو میکنی؟»، ایشون میگن: «مرد تنوعطلبه.» لطفاً راهنمایی کنید.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
والا فقط مرد تنوعطلب نیست؛ کلاً بشر هم دوست داره، هم زیبایی رو دوست داره، هم یکنواختی آزارش میده در همه موارد. خانوما چون طبیعتشون جوری هستش از نظر عاطفی و روانی که به بچه پایبند بشن و باشن باهاش تا بزرگ شه (چون بچه انسان تا خیلی سال طول میکشه تا بتونه خودش گلیمشو از آب دربیاره. این مال زمان غارنشینیه دارم میگما، چون از اون موقع باید بچه رو نگه میداشتن و نباید تو طبیعت ولش میکردن)، سیستمشون جوری طراحی شده که یه حس وفاداری و رسیدگی و اینا توشون هست.
مرد اینو نداره؛ مرد طبیعتش حمایتگر و جنگجو بوده و غذا بیاره و بره حیوونه رو بکشه و اینجور چیزاست. اینکه ما به اشتباه احساس میکنیم که فقط مردها تنوع رو دوست دارند، بهخاطر اینه که اون احساس حمایت و وفاداری خانم بهخاطر نگهداشتن بچه، اینقدر زیاده که گاهی به سمت همسر هم میره. یعنی میبینن… خانوما مگه چشم ندارن؟ مگه احساس ندارن؟ مگه از قشنگی و زیبایی خوششون نمیاد؟
و منم الان ببرنم یه جا که یه سری آدم تحصیلکرده هستند، خوشهیکل هستند، خوشتیپ هستند، قشنگ صحبت میکُنن، رفتارشون درسته؛ خب از همهشون خوشم میاد! تازه از یکیشونم نه، اگه ۱۰ تا باشن احتمالاً از ۸ تاشون خوشم میاد. کی به شما گفته خانوما خوششون نمیاد و از این خصوصیات آقایونه؟ ولی مگه آدم هر کاری رو که خوشش بیاد انجام میده؟ اینجوری که میشه قانون جنگل! اینکه «مرد تنوعطلبه، زن نیست»، نه، هر دو هستند؛ فقط باید کنترلش کنن.
حالا در جواب سؤال شما… اینکه یه توضیح بود، که الان چهکار کنید؟ ببینین کلاً آدمها، بهخصوص مردها، وقتی توجهشون جلب میشه که یک چیزی که روتین بوده، از اون روتین خارج بشه.
باید یک رفتاری داشته باشین (نه رفتار داد و بیدادی، غلط، اشتباه، توهین) که با رفتار قبلیتون کاملاً متفاوت باشه. این باعث میشه که مرد یهخرده تکون میخوره. مرد حس کنجکاویش باید تحریک بشه. یادتون باشه که مرد دیزاین شده، ساخته شده برای اینکه بره کشف کنه، اینو بگیره، اونو بگیره، اینو بیاره؛ اینجوریه. اون حس باید تحریک بشه. چهجوری؟
اگه هر دفعه که شما اینو میفهمین داد و بیداد و دعوا میکُنین (اینو مثال دارم میزنما، خیلی کارا هست)، این دفعه که فهمیدید ایشون با کسی هست، مطمئن باشین اول که ایشون میفهمن که شما فهمیدین؛ یعنی نه اینکه فکر کنن شما متوجه نشدین، مطمئن باشید که ایشون متوجه بشن که شما میدونین ایشون الان دوباره اون اشتباه رو تکرار کردن.
اما بهترین غذایی رو که دوست دارن قشنگ بپزین، آرایش کنین، یه لباس خوب بپوشین، بشینین بگین بخندین! تموم شد برا خودتون تکی برین یه فیلمی که دوست دارین بشینین ببینین، برین پای تلفن با یه دوستتون قشقش شروع کنین گفتن و خندیدن! این، اون ساختار ذهنی مردو کامل میریزه بههم، کاملاً! یعنی یهدفعه شوکه میشه که: «چی شد؟ چه اتفاقی افتاده؟ این چرا مثل همیشه نیست؟ این داره چیکار میکنه؟ چه خبره؟» کارهایی بکنید که مثل همیشه نیست.

