سوال کامل مخاطب: من ۳۳ سالم هست. خواستگاری داشتم که بهصورت کاملاً سنتی با هم آشنا شدیم. سه ماه با هم صحبت کردیم؛ هم خوبیهایی داشتن و هم بدیهایی وجود داشت، شبیه همه آدما. ایشون بدون هیچ توضیحی رفتن و من موندم و یک عالمه ابهام که چی شد. الان بعد از یه سال و نیم به من پیام دادن که میخوان با هم صحبت کنیم. به مادرشون گفتن که با خانواده من در تماس باشن و میخوان جواب من رو بدونن.
من خب بعد از رفتن ایشون خیلی حالم بد شد و خیلی طول کشید تا حالم خوب بشه و با خودم کنار بیام. قصدم این بود که اگر با خانوادهام تماس گرفتن جواب رد بهشون بدم، ولی در حقیقت نمیدونم باید چهکار کنم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
این کاری که الان شما میخواین بکنین که میگین قصد داشتم جواب ندم اگه زنگ بزنن، این یعنی انتقام؛ یعنی عکسالعمل نشون دادن و کار آدمهایی هست که به بلوغ فکری و روانی نرسیدن. یک خانم ۳۳ ساله اینطوری عکسالعمل نشون نمیده.
اجازه میده طرف بیاد صحبت کنه و ازش میپرسه که: «اون موقع چی شد؟ چه اتفاقی افتاد شما یهو رفتی؟» شاید حرفی که میزنه به نظر شما خیلی منطقی باشه؛ شاید شما با خودتون بگین: «بابا، منم جای اون بودم میذاشتم میرفتم.» این اولاً.
دوماً، شما تو تیکه اول صحبتتون گفتین که خواستگاری سنتی بوده و اتفاقی هم نیفتاده و یه مدتی با هم صحبت کردین؛ شما از رفتن ایشون زیادتر از حد ناراحت شدین. وقتی کسی خواستگاره و ما چند بار با هم صحبت میکنیم، من نباید اینقدر خودم رو ببازم که بعد یه سال و نیم بخواد حالم بد باشه یا چندین و چند ماه حالم بد باشه.
الان اجازه بدین بیان و مثل یک خانم بالغِ جاافتاده ازشون بپرسین؛ بدون انگشت اتهام، بدون بیادبی کردن و بدون توهین کردن. نگین: «رفتی خیلی کار بدی کردیا، ولی خب الان بگو شاید مثلاً ببخشمت.» بگین: «شما اون موقع یهو رفتین، من خیلی تعجب کردم، میخواستم دلیلشو بدونم. آیا دلیل خاصی داشت که یکدفعه شما رفتین؟» این قشنگ پرسیدنه. ببینید طرف چی میگه. یککم هم فرصت بدین که بهتر بشناسینشون.»

