سوال کامل مخاطب: خانم هستم ۴۲ سالمه، دو تا دختر دارم. همسرم رو از دست دادم. من با این آقا تلفنی برای پیدا کردن کار شروع کردم و کمکم به هم وابسته شدیم. من بعد از مشاورههای مختلف قبول کردم که با این آقا وارد رابطه بشم. همه چی خوب بود و این آقا از اول گفت که قصدش ازدواجه؛ اول گفت شش ماه بعد، اما بعد از مدتی برای ازدواج دلایلی میآورد و من باور میکردم چون دلایلش اوکی بود.
الان دو ساله از این رابطه میگذره ولی امروز و فردا میکنه. گاهی تو دعوا بددهنی میکنه. من تماممو تو این رابطه گذاشتم و از من انتظارِ یک خانم رو داره ولی در نقش شوهر کوتاهی میکنه. نمیدونم ادامه بدم یا ترکش کنم. و اینم بگم به سختی قبولش کردم و حالا خیلی وابستهاش شدم. الان میترسم چیکار کنم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیزم، نه شما بچه هستید، نه ایشون بچهست. وقتی دو نفر هستند که ازدواج داشتن، بچه داشتن و ازدواجها هم طولانی بوده نسبتا، سالهایی که زیاد بوده (یعنی شما با همسرتون قبل از اینکه فوت بکنن و ایشون با همسرشون قبل از اینکه جدا بشن)، بنابراین بچه نیستید و به اندازه کافی تجربه زندگی دارید. به صورت کامل ازدواج کردید، بچهدار شدید، یک زندگی ۱۰-۱۱ ساله هم مینیموم جفتتون داشتید. دو تا آدم در یک همچین شرایطی باید ظرف واقعاً سه تا ۶ ماه تصمیم بگیرن و تصمیمشون رو عملی کنن؛ که آیا میخوان با این آدم ازدواج کنند یا نمیخوان ازدواج کنن؟ میخوان فقط در رابطه دوستی باشن، یا میخوان فقط عقد کنن مراسم نگیرن، یا میخوان صیغه محرمیت بخونن، یا اونم نمیخوان میخوان فقط دوست باشن؟
وقتی دو سال گذشته و اتفاقی نیفتاده، احتمال اینکه بعداً اتفاقی بیفته بسیار بسیار بسیار بسیار کمه! این حرف شما بچهگانهست که «من نمیخواستم، به زور وارد ارتباط شدم و الان خیلی وابسته شدم.» خب وابستگی چیز خیلی خوبی نیست؛ وابستگی مثل هر اعتیاد دیگهای که یک نوع وابستگیه، اینم یک نوع اعتیاده و خوب نیست، مخرب و آزاردهندهست. دلبستگی خوبه، که من فکر نمیکنم که شما و ایشون آنچنان به هم دلبستگی داشته باشید.
احتمالاً جفتتون یک خلأی داشتید، در یک زمان مناسب طرف مقابل اومده و اون خلأ رو یهو پر کرده و من تصورم از اون آدم یک تصور اشتباه شده. یک رویاپردازیهایی هم تو ذهنم کردم (هم شما و هم ایشون)، به جایی رسیده که حالا درست نیست دیگه، الان باید تغییرش داد.
بنابراین میگم من همیشه حرفم همینه- یا این آدم رو همینجوری بپذیرید این انتظارها رو ازتون دارن، اون کارایی هم که شما میخواین انجام نمیدن، بعداً هم تغییر نمیکنن، احتمال اینم که باهاتون ازدواج کنن بسیار کمه یا همینجوری قبول کنید [و] ادامه بدید، یا اگر نمیتونید، هرچه زودتر قطعش کنید بهتره.

