سوال کامل مخاطب: من سه ساله که ازدواج کردم و بچهای ندارم و ۲۳ سالمه. همسرم فامیل پدرم هستش و پدر و مادرم چند سالی هست که جدا شدن و ارتباطی با پدرم ندارم. همسرم خیلی بهم بیاحترامی میکنه و تا بحثی پیش میاد من رو تحقیر میکنه و نبود و طلاق والدینم رو توی سر من میزنه و تا دعوامون میشه به مادرش زنگ میزنه. من افسردگی گرفتم و هیچکس هم حمایتم نمیکنه و پشتوانهای هم ندارم؛ باید چیکار کنم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیزم، سنتون خیلی کمه و هنوز بچه هم ندارین. اینکه میگین پشتوانه ندارین و گیر کردین و جایی نیست که برین رو متوجه هستم، ولی اگر شرایطتون خیلی بده و از موقعیت ناراحت و ناراضی هستین، باید یه حرکتی انجام بدین.
حرکت درست به نظر من با تجربهای که دارم چیه؟ الان باید به فکر این باشیم که یا یک حرفهای یاد بگیرین یا یک درسی بخونین، بدون اینکه بچهدار بشین؛ چون بچه که بیاد کل ماجرا عوض میشه. الان بدون بچه باید به قول ما ایرانیها پشت خودتون رو ببندید که قرص و محکم بشید، که به حمایت کسی احتیاج نداشته باشید، که بتونید از این شرایط خودتون رو خارج کنید و بگید خداحافظ (اگه نمیشه شرایط رو تغییر بدین و اگر تا حالا هیچ اقدامی برای تغییر شرایط نکردین اول باید سعی کنیم ببینیم میشه شرایط رو درست کرد یا نه. همسرتون اولین کسی که بهشون زنگ میزنه مادرشونه؛ شما هم به مادر همسرتون نزدیک بشین، به پدر همسرتون نزدیک بشین و سعی کنین با اونها رابطه خوبی داشته باشین که از طریق اونها یکسری چیزها رو بتونید در همسرتون نه اینکه تغییر کامل بدین ولی متوجه یکسری اشتباهات بکنینشون که رفتارشون رو متعادلتر کنید. اگه نمیشه، با خودشون آروم صحبت کنید.
وقتی کسی با من بد حرف میزنه و من هم عصبانی میشم و بهجای صحبت کردن و حل مسئله عکسالعمل نشون میدم، طبیعتاً شعلههای این آتیش بیشتر میشه، به هیچجایی هم نمیرسیم و اون آدم هم توهینهاش بیشتر میشه، درسته؟ پس میگم با توجه به اینکه سنتون کمه و بچه ندارین، میتونین اول امتحان کنین، خودتون با خود همسرتون سعی کنین که متوجهشون کنین که وقتی یک بحث یا مشکل پیش میاد، بهتره که پدر و مادرها رو وسط نکشیم. راجع به من، راجع به خودم صحبت میکنم و این اتفاقی که الان افتاده و این موقعیتی که توشیم؛ شما راجع به خودتون صحبت کن. این تکرار میخواد؛ اینجوری نیستش که یکبار یا دوبار امتحان کنین و وقتی نشد بگین: «من دوبار این کار رو کردم، نشد». نه، این سه ماه، چهار ماه، ۵ ماه، ۶ ماه سعی، صبر و تداوم میخواد. نشد؟ میرید سراغ خانواده همسرتون و سعی میکنید که از اونها کمک بگیرید. نشد؟ شروع میکنید خودتون رو قوی کردن تا به جایی برسید که بتونید از اون موقعیتی که هستید بیاید بیرون، یا با قدرت بیشتری صحبت کنید. یککدوم از اینها. راه دیگهای به نظرم نمیرسه.

