سوال کامل مخاطب: فرمودین اصلاً بچه نباید متوجه خیانت بشه؛ ولی وقتی دختربچه دهساله خودش متوجه خیانت باباش میشه و میاد به مامانش میگه و همهچی برملا میشه و کل زندگی و البته خود اون دختربچه بیشتر داغون میشه، باید چهکار کنم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
اگر از من میپرسین، ببینید روانشناسهای مختلف نظرات مختلفی میدن؛ برای اینکه تحقیق در این باره زیاد نداریم. چرا؟ چون بچههای کوچیکی که متوجه این مسئله میشن، هنوز بلد نیستند چهجوری کل احساسهایی رو که براشون اتفاق افتاده توضیح بدن، یا اصلاً متوجه همه اتفاقهایی که براشون میافته نمیشن و ابزارهای لازم برای برخورد باهاش رو هم ندارند. بنابراین گرفتن دادههایی که بشه روش تحقیق کرد، بسیار بسیار کار سختیه. برای همین میشه که ما تحقیق نداریم، چون تحقیقی راجع بهش نیست.
این میشه که روانشناسها نظرات خودشون رو (نه نظر شخصی، من به عنوان طناز نظرات خودشون رو به عنوان روانشناس) بر اساس کیسهایی که دیدن اگر ازشون سوال بشه میگن؛ یا روشهای درمانی رو اجرا میکنند که باز بر اساس کیسهایی که داشتن و دیدن کار میکنه.
من اگر باشم، بچه بفهمه و بیاد به من بگه (به خصوص تو اون سن و سال، یعنی بچهای که زیر ده-یازده سالشه، چون هنوز خیلی خیلی بچهست)، من اصلاً نمیذارم بچه حرفش رو ادامه بده؛ یعنی حرفش رو قطع میکنم. یک داستان چاخانی سرهم میکنم، هر چقدرم اون موقع فشار روی خودم باشه و اصلاً قلبم داره داغون میشه، ضربانم رفته رو هزار و حالم بده، یه لبخند میزنم و به بچهام دروغ میگم که: «نه، اصلاً اینجوری نیست؛ مثلاً من این خانم رو میشناسم، دوست منه، یه کاری داشته بابات میخواسته کمکش کنه».
بعداً اینکه با همسرم چهکار میکنم، چهجوری حرف میزنم و چه اتفاقی میافته، اون یه مسئله جداست. شما درباره بچه از من پرسیدین، من دارم درباره بچه به شما جواب میدم. بچه اگر این سوال رو از من بکنه، من حتماً و صددرصد بهش دروغ میگم و اصلاً نمیذارم که بچه متوجه خیانت بشه و توی خونه جلوی بچهام رفتارم رو عوض نمیکنم. وقتی بچه نیست و میره مدرسه، اصلاً پدرشو به چهارمیخ میکشم، پدرشم درمیارم! نمیتونم خودمو کنترل کنم میخوام داد و بیداد کنم (که اونم کار درستی نیست داد و بیداد کنم)، میگم: «بگو رفتی مسافرت، برو خونه خواهرت یا…» ولی جلوی بچه نه.

