سوال کامل مخاطب: همسرم الان ۴۸ سالشه. با من خیلی خوبه و وانمود میکنه وفاداره و چشمش به جز من کسی رو نمیبینه؛ ولی رفتارش برعکسه. با زنای دیگه بگو بخند راه میندازه و وقتی با هم جایی میریم، جلوی اونا منو نادیده میگیره و من خیلی خجالت میکشم؛ چون از لحاظ سنی هم ۹ سال از من بزرگتره و همش حس تحقیر به من میده.
وقتی میریم جایی، همه حس میکنن چقدر با هم خوبیم، اما وقتی شروع به گفتگو میکنه این دفعه نگاهشون تغییر میکنه و بعضی وقتا پشت سرم حرف میزنه. من دوست دارم اگه مشکلی داره، با من با آرامش گفتگو کنه؛ ولی همش داد و بیداد میکنه و بعدش پشیمون میشه.
به خاطر بچهها تصمیم گرفتم بمونم و تا اونا مستقل شن باهاش هستم، ولی بعد از بچهها (اگه نمیرم) حتماً جدا میشم، چون میدونم درست نمیشه. یه لحظه آرومه، بعد داد میزنه سر کوچکترین چیز.
همسرم خیلی کاریه و تمام پولشو برای من و بچهها خرج میکنه، ولی احساس میکنم خیانت میکنه و همش بهم میگه مهریهات زیاده. من در حال حاضر دارم رشته حقوق میخونم چون ایشون دارن هزینهمو میدن. اگه یه روز جدا شم احتمالاً مهریهم رو نگیرم به خاطر این قضیه که بتونم با آرامش ازش جدا شم.
لطفاً بهم بگید اشتباه میکنم جدا شم یا درسته؟ خانوادهام از لحاظ مالی خیلی فقیرن، پدرم بسیار سختگیره و احتمالاً نتونم با اونا زندگی کنم بعد از جدایی.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیزم، این تصمیمتون که قصد دارید صبر کنید تا بچهها سر و سامان بگیرند و بعد جدا شید، تصمیم درستیه؛ چون جدا شدنتون از همسرتون خیلی خیلی به بچهها آسیب میزنه و خیلی در آیندهشون تاثیر میذاره. وقتی شما این همه زمان و عمرتونو گذاشتین و الان یهو وسط کار ول کنین، از هر دو طرف باختین؛ نه اینور رو تونستین درست نگه دارین و بچهها رو در آرامش بزرگ کنید و به سر و سامان برسونید، نه اونور رو دارین که خب تو سن کم مثلاً جدا میشدین و میرفتید یه کاری میکردید.
خانوادهتون هم چون سختگیر هستند، شما باید تو این مدتی که فرصت دارید تا بچهها به سر و سامان برسند، یک سیستم خیلی پرقدرت با پایههای محکم برای خودتون درست کنید. تا اگر زمانی که بچهها رفتن هنوز قصد داشتید جدا بشید، بدونید که خودتون میتونید به تنهایی (بدون اینکه پسراتون کمکتون کنن) خودتون رو ساپورت کنید؛ چون اونام تازه سر و سامان گرفتن و بعدش باید پول جمع کنن برای اینکه برای خودشون کاری انجام بدن. بنابراین نمیتونن بیان و هوای شما رو داشته باشند و پول خونه، اجاره خونه، کارهای سلمونی، مهمونی و بعد که سن بره بالا هزینههای درمانی شما رو بدن؛ باید برن به زندگی خودشون برسند.
بعد میگم، چون گفتید خانواده سختگیرن، باید حتماً مطمئن باشید که خودتون از پس هزینههای خودتون به تنهایی برمیآید، در اون صورت جدا بشید. ولی خیلی از اوقات وقتی بچهها بزرگ میشن و از منزل میرن سراغ کار و زندگی خودشون، فشاری که روی رابطه زناشویی هست هم خیلی کم میشه و زن و شوهر دوباره به هم نزدیک میشن. برای همین از الان تصمیم قطعی نگیرین. کارهایی رو که باید برای استقلالتون انجام بدید انجام بدین، ولی نگین من حتماً این کارو میکنم؛ خدا رو چه دیدی، شاید یهو همه چیز تغییر کرد.

