سوال کامل مخاطب: دلیلِ اینکه خانوادهها با سفرِ رفتنِ مجردی مشکل دارن، چیه؟ من هنوز با این موضوع، بعد از ۲۶ سال سن، مشکل دارم.حدوداً بعد از چهار–پنج سالی که با نامزدم دوست بودیم و الان تازه حدودِ چند ماه نامزد کردیم، هم اجازه نمیدن. به نظرتون چطور باید با پدرم در این مورد صحبت کنم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
عزیزم، این یه چیزیه که توی بافتِ جامعهٔ ایران یهخرده قبولش سخته به خاطرِ نوعِ فرهنگی که داریم. الان من نمیدونم تو ایران آخه بعضی از اوقات وقتی میگن نامزدی، یعنی اینکه یه چیزی خوندن، به هم محرم شدن. بعضی از اوقات نامزد کردیم یعنی اینکه عقد کردن، عروسی رو نگرفتن. بعضی از اوقات نامزد کردیم یعنی فقط یه حلقه خریداری شده، راجع به یه تاریخ حرف زدن، ولی اتفاقِ دیگهای نیفتاده. نامزدیِ شما تو چه حده؟
اگه جوریه که کاملاً رسمیه و یک سری اتفاقات افتاده، خب، اجازه بدید که نامزدت بیاد با بابا صحبت کنن و بهشون این اطمینان رو بدن که حواسشون به شماست، کاملاً مراقبتون خواهند بود، هیچ اتفاقی نمیفته. صحیح و سالم میریم، همونجوری براتون برمیگردونمشون خونه. در دسترس هستیم، تلفن جواب میدیم.
وگرنه خب، طبیعتاً برای پدر مادری که سنی ازشون گذشته و با یه طرزِ فکرِ خاصی بزرگ شدن، سخته که بچشون رو بفرستن، از خودشون دور بشه، بره یه جایی که نمیدونن کجاست، چه شب بخوابه، دیگه. خیلی کارِ آسونی نیست.
من نمیگم کارِ درستیه، دارم میگم با فرهنگی که مامان باباهای ما بزرگ شدن، این مسئله براشون بسیار بسیار سخته. میگن: «آقا، میخوای بری بیرون؟ برو. دو صبح برگرد خونه. ولی شب باید خونهٔ خودت بخوابی.»

