سؤال: ۴۶ سالمه و اصلاً ازدواج نداشتم. یه ماه با آقایی آشنا شدم که ۴۱ ساله هستن، دیپلم دارن (درآمدِ خوب). سابقهٔ یه بار جدایی در نامزدی دارن. به لحاظِ چهره، قد، اندام، تحصیلات، سطحِ اجتماعی، خانواده و… فاصله داریم و اینا رو دوست ندارم، ولی چون رفتارها، اخلاقِ خوبی داره، توجه و حمایت و امنیت میده و البته حسِ خوب (کنارش خوشحالم و در نبودش دلم تنگ میشه)، نمیتونم تصمیم بگیرم. در حدی که دوست ندارم باهاش جایِ عمومی دیده بشم و خیلی بهش نگاه نمیکنم. و اینم بگم که گزینهٔ بهتری ندارم، سنم بالا رفته و از تنهایی خستهام. حمایتِ خانواده رو ندارم و تنها زندگی میکنم. ممنون میشم بگین تصمیمِ درست بنا به شرایطم چیه؟ پستی که در خصوصِ ظاهر گذاشتین و دیدم که در اون شرایط نباید ادامه بدم. فقط نمیدونم اون مناسبِ جوانتر هاست و من باید شرایطمو لحاظ کنم یا…
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینید عزیزِ دلم، وقتی اینقدر شما خوشتون نمیاد که حتی خودتون به چهره نگاه نمیکنید و جایِ عمومی نمیرین، بله، اون چیزایِ خوب هست، اما چون ما تویِ صفحهٔ سفید، اون یه نقطهٔ کوچولوی سیاهه رو بیشتر از تمامِ اون بقیهٔ سفیده میبینیم. وقتی اون نقطهٔ سیاه آزاردهنده باشه و نتونیم نسبت بهش بیتفاوت باشیم، هی به نظرمون بزرگتر و بدتر و زشتتر جلوه میکنه تا جایی که میخوایم اون صفحه رو پاره کنیم، بندازیم دور یا ورقش بزنیم، بریم سراغِ یه صفحهٔ جدید. به خصوص که وقتی سنمون بالاتره، انعطافپذیریمون کمتره، اینجوری نیست که راحتتر کنار بیایم، زودتر چهرهٔ طرف برامون عادی بشه.
با حرفهایی که شما دارین به من میزنید، تنهایی و سختیِ تنهایی رو تحمل کردن یه مشکله. ازدواج با کسی که اصلاً نمیتونم باهاش جایی باشم و ظاهر بشم و از چهرهاش خوشم نمیاد و بعد باهاش بستر هم باید بشم، زندگی هم بکنم، سرِ یه میز هم بشینیم، صبحانه، ناهار، شام، میشه چندین و چند مشکل.

