سوال کامل مخاطب: خانومی ۴۲ ساله هستم و همسرم ۴۳ سالشونه، پونزده ساله که با هم ازدواج کردیم و خداروشکر بچه هم داریم و از نظر اجتماعی و شغلی و مالی در سطح استانداردی هستیم. موردی که بعد از این همه سال زندگی مشترک هنوز آزارم میده اینه که وقتی ما تنها هستیم و تو خونه و خلوت خودمونیم، همسرم بسیار روحیهٔ مهربون و گرم و صمیمی با من و بچهها داره، ولی به محض اینکه وارد جمع خانواده و دوستان میشیم، ایشون خیلی بدخلق و عصبی و حالت تدافعی به خودش میگیره. من خیلی رو این مورد حساسم که تو جمع و جلوی بقیه آرامش و حرمتها حفظ بشه، ولی ایشون بیش از حد رک میشن و واکنش نشون میدن تو جمع. بارها و بارها در این مورد صحبت کردیم و ایشون قول داد که رو رفتارش و کنترل خودش در جمع تجدیدنظری میکنه و تلاش میکنه، اما متأسفانه نتونسته موفق بشه. الان بیشترین مشکل من حالت منفیه که این مواقع در من ایجاد میشه، چون نوع برداشت بقیه در مورد من و همسرم خیلی مهمه و خلاف اون آزارم میده. واقعیتش مدتیه که وقتی میخوایم بریم مهمونی یا وارد یه جمعی بشیم، همش نگران و مضطربم نکنه ایشون حرفی بزنه یا حرکتی بکنه که مورد قضاوت منفی بقیه قرار بگیره. از دید ایشون من بیش از حد نظر دیگران برام مهمه، و واقعیت هم همینه که اگه این تأیید رو از دیگران نداشته باشم، خیلی خیلی خیلی آزار میبینم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
خب عزیزم، ببینین، اولاً که ایشون راست میگن، نظر بقیه اصلاً در مورد من و زندگی خصوصی مهم نیست. مهم اینه که به من و بچههام و همسرم چی میگذره و رابطهمون با هم چیه. اگر شما خیلی خیلی خیلی آزار میبینین، شما باید اول رو خودتون کار کنین. نمیگم همسرتونم کار درستی میکنن، هرچند برای من مثال نزدین، من نمیدونم منظورتون از اینکه رک هستن و یه چیزایی رو میگن چیه، کاش مثال زده بودین. ولی با توجه به این چیزایی که آخر حرفتون به من گفتین، شما باید رو خودتون کار کنین و حساسیتهای خودتون رو کم کنین، نه اینکه همسرتون رو زور کنین که یه کاری نکنن که بقیه چیزی نگن که شما ناراحت نشین. و واقعاً بقیه مهم نیستن، حرف ایشون درسته. حالا باید بگردین پیدا کنین که شما چرا انقدر حساسین.

