سؤال کامل مخاطب: من یه دختر ۲۵ ساله دارم که با یه پسر ۳۱ ساله آشنا شده و یک ماه و نیم با هم بودن. مادر و خواهرهاش برای خواستگاری اومدن و دخترم رو پسندیدن، ولی همش میگفتن کارش زیاده و میپرسیدن: «تو اوکی هستی که اون تا ۱۱ شب سر کاره؟» اون پسر میگفت من دارم قسط میدم و خونه خریدم. خلاصه دخترم بهش گفت اگه میتونی کارت رو کم کن. اونها پیش مشاور رفتن؛ مشاور به آقا پسر گفته تو که کارت زیاده، چرا میخوای ازدواج کنی؟ و بهش گفته ۴ ماه باید دورهٔ خودآگاهی رو بگذرونی و با هیچکس در ارتباط نباشی.
حالا آقا پسر رفته. دخترم بهش گفت بیا حداقل خداحافظی کنیم یا بگو ۴ ماه برات صبر میکنم؛ ولی اون آقا گفت نه، بذار من فکر کنم. حالا بهنظرتون من چیکار کنم؟ بهعنوان مادر، میتونم به دخترم بگم به اون پسر زنگ بزنه؟ اون خیلی مورد خوبی بود. دخترم میگه: «مامان من سخت گرفتم و اون رفت» و الان خیلی ناراحته. پدرش هم میگه حالا توی این اوضاع اقتصادی اون باید کار کنه تا تو بتونی راحت زندگی کنی.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
خب عزیزم، شما دلیل خیلی بدی رو برای رد کردن این بچه آوردین. اون جلو اومده، ازدواج میخواد و خونه خریده؛ توی این شرایط اقتصادی بد، با این سن کمش داره قسط خونه میده و کار میکنه تا اون رو تموم کنه که دختر شما بتونه راحت زندگی کنه. شما اون رو پیش مشاور فرستادین؛ خیلی معذرت میخوام، ولی فکر کنم اون مشاور هیچی از مشاوره نمیدونسته. اون مشاور بهجای اینکه به دختر شما بگه این چه حرفی بود که زدی و این آقا رو سمت شما برگردونه، بهش گفته باید بیای این دوره رو بگذرونی!
شوخی میکنین! این چه مشاوری بوده که همچین حرفی زده؟ ای بابا! این چه کاری بوده که شما کردین! این کار خیلی اشتباه بوده. حالا هم اگه شما بهش زنگ بزنین، خیلی بد میشه و زشته. اگه اوضاع خیلی خرابه، بهتره دخترتون زنگ بزنه و بگه من بچگی کردم. اون باید یه دلیل مناسب بیاره و بگه: «من انقدر از شما خوشم اومده و دوستتون دارم، فکر کردم که خب اول ازدواج اگه بخوام شما رو انقدر کم ببینم، دلتنگیم خیلی زیاد میشه و اینجوری میشه و اونجوری میشه. بهخاطر همین بهتون گفتم کارتون رو کمتر کنین، وگرنه اصلاً با کار زیاد شما هیچ مشکلی ندارم.»

