سؤال کامل مخاطب: من پسر ۲۸سالهای هستم؛ از لحاظ احساسی بسیار حساسم و بچگی تقریباً سختی رو گذروندم. پدری بهشدت مستکبر و مادری وابسته و مهربون داشتم و توی یه خانوادهٔ تقریباً مذهبی بزرگ شدم. همین امروز رابطهام رو تموم کردم. واقعاً برام سخت بود و هست، اما حالا عذاب وجدان و فکر تمومکردن رابطهمون ولم نمیکنه. نمیدونم واقعاً مشکل از من هست یا پارتنرم. خیلی بهش وابسته بودم و هستم. من یه سری اخلاق و خطقرمزهایی دارم که دوست دارم رعایت بشن.
اون خانم ۲۵ سالشونه، دانشجو هستن و توی خوابگاه میمونن. گاهی حضور دارن و گاهی اوقات نیستن. یا مثلاً یه هفته میرن و پیام نمیدن. اگه بگم: «خب حداقل یه پیام میدادی»، میگن: «آنتن نداشتم، نتونستم، داداشم و بابام پیشم بودن» یا از این قبیل بهانهها میارن. برای هر نبودنی یه حرف میزنن. من هم نگران میشم؛ من هم دوست دارم پارتنرم کنارم باشه. اگه کنارم هم نباشه، حداقل یه پیام بده؛ نه اینکه یه پیام صبح بده و یه پیام ۳ شب بده.
گاهی اوقات دنبالش میرفتم و ۳ تا ۴ ساعت منتظرش میموندم، ولی وقتی یهو میگفتم: «کجایی؟»، میگفت: «شرمنده، با دخترعموم بیرون اومدیم»، اصلاً بدون اینکه بگه. واقعاً یعنی تایم، وجود و ارزش من حتی اندازهٔ یه پیام نبود که خبرم کنی؟ این مسئله چندین بار تکرار شد. دو ماه بدون هیچ حرفی انگار من رو توی یه دوراهی گذاشته بود. میگفتم: «میخوام ببینمت»، میگفت: «نمیتونم»، ولی با دوستاش بیرون بود.
بعد که دیگه تا مرز جدایی رفتیم، گفت: «حق با توئه، حس میکنم، ولی نمیتونم بگم چرا اینجوری میکنم. انگار رو زبونم قفل گذاشتن.» گفتم: «خب، من حق دارم بدونم چرا تو آهنگ غمگین میذاری، اما موقعی که میبینی حال من بده، بهم زنگ نمیزنی. باید بدونم، شاید اصلاً مشکل از منه.» واقعاً موندم که چرا من لایق همچین رفتارهایی هستم؛ در صورتی که من حتی توی شدیدترین بارونها و بدترین حالتها پیشش بودم. ما تقریباً دو ساله با هم هستیم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیزم، این رابطهها دقیقاً برای اینه که بتونیم تشخیص بدیم طرف مقابلمون چه شخصیتی و اخلاقهایی داره، سلیقهش چهجوریه و آیا بعضی چیزهامون به هم میخوره یا نه و میتونیم با هم بسازیم یا نمیتونیم بسازیم. وقتی زمانی میگذره و من تشخیص میدم که این آدم با اون چیزی که دوست دارم و برام خوبه فاصله داره، دیگه باید از رابطه بیرون بیام.
وقتی این خانم خودش نمیدونه حتی خودِ خودش نمیدونه چرا این کار رو میکنه و یه سری حرفهای خرافاتی مثل «انگار به زبونم قفل زدن» میزنه، آخه مگه عهد دقیانوسه؟ این حرفها یعنی چی؟ وقتی میگه: «با همه بیرون میرم ولی با تو نمیام» یا «احترام همه رو نگه میدارم ولی به تو احترام نمیذارم و خودم هم دلیلش رو نمیدونم»، یعنی اون چیزی که باید توی رابطه بینتون باشه، نیست.
اگه وقتی میخواین رابطه رو قطع کنین این خانم نمیذاره، شاید وابستگی بهصورت بیمارگونه (مثل اعتیاد) دارن و حالا شما رو این گوشه برای خودشون پیدا کردن؛ اما شما اذیت میشین. عزیزم، رابطه رو تموم کنین و بیرون بیاین.

