سوال کامل مخاطب: دخترم ۲۹ سالشه و رزیدنت سال آخر هستن. با پسری در رابطه هستن که بسیار محترم و ظاهراً خانوادهٔ خیلی خوبی دارن؛ اما مسئلهای که دارم اینه که متأسفانه از لحاظ سطح زندگی، فرهنگی و مادی به هیچ عنوان هملِوِل ما نیستن و خیلی پایینترن.
دخترم معتقده که اول معنویات تو زندگیش اهمیت داره. میدونم که این زندگی خودشه، ولی باور کنین دخترم لای پر قو بزرگ شده. چیکار کنم؟ ممکنه راهنماییم کنین؟
اون آقا ۳۰ سالشونه و ۳ ساله که با هم در ارتباطن. هر دو هنوز در حال درس خوندن و ادامه تحصیل هستن و در واقع ما خانوادهها هستیم که هزینههاشون رو پرداخت میکنیم و تا چند سال آینده هم بعید میدونم درآمدی داشته باشن.
هنوز خواستگاری نشده، ولی برای شناخت بیشتر کاملاً در ارتباطن. خیلی خیلی خانوادهٔ محترمی هستن، ولی اصلاً بههم نمیخوریم؛ هیچجوره.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیزم، بچهها تو این سن اینجورین که شما هرچی بیشتر این حرف رو بزنین، دخترتون مصممتر میشه که انتخابش درسته.
من اگه جای شما باشم، در سکوت میشینم و اجازه میدم دخترم خودش جلوتر بره و ببینه و بشناسه. اگه رابطه رو با خانوادهٔ این آقا شروع کنه (یعنی وقتی مادر، پدر، خواهر و برادرا هستن برای ناهار، شام یا عصرونه به منزلشون بره و بیاد)، این کار خیلی بیشتر کمک میکنه.
چون وقتی وارد یک خانواده میشین، اگه اختلافها انقدر زیاد و شدید باشه که شما دارین به من میگین، قشنگ این اختلافها رو میبینین و حس میکنین.
بعدش شما میتونین خانوادهٔ ایشون خواهر و برادرا رو در جمعی که فقط خودتون مثلاً خالهٔ دخترتون و اینا هستین، دعوت کنین.
اگه قراره رفتاری انجام بدن یا کاری بکنن که نشون بده این اختلاف فرهنگی و خانوادگی زیاده، بذارین تو این جمعهای نزدیک اتفاق بیفته تا دخترتون قبل از ازدواج این تفاوتها رو ببینه.
بهجای اینکه هی به دخترتون بگین، سعی کنین بهش نشون بدین. دیدن و حس کردنِ یک چیزی که مناسب نیست، با گفتنش از طریق شما زمین تا آسمون متفاوته.

